Thursday, 22 February , 2024
امروز : پنج شنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۲ - 13 شعبان 1445
شناسه خبر : 5141
  پرینتخانه » آخرین اخبار, اجتماعی, اقتصادی, ایران, برگزیده, سیاسی, ویژه, ویژه امروز تاریخ انتشار : ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۲ | ارسال توسط :

بیکاری و اشتغال

بیکاری، اشتغال، کارآفرینی، داشتن شغل ثابت، کمبود درآمد، چگونگی امرارمعاش و ... واژه ها و کلمه هایی هستند که اینجا و آنجا زیاد می شنویم و درباره اش می نویسیم و یکی از مشکلات دولتها در جوامع مختلف است.
بیکاری و اشتغال

یکی ازدلایل بروز مشکلات و رکود اجتماعی و برخی مسایل فرهنگی در جامعه ما و سایر جوامع دیگر مشکل اشتغال است، میزان جمعیت و منابع موجود و برنامه ریزیهای کلان در مورد آنها از جمله عواملی هستند که می توانند مشکل اشتغال را تا حدی حل کنند اما نمی توانند آنرا کاملا حل کنند، مفهوم و منشا بیکاری و اشتغال را در جامعه باید درمسائل دیگری نیز جستجو کرد مانند فرهنگ یک جامعه ، وضعیت بازار، نیازمندیهای جامعه و مهارت… به نظر می رسد مهارت های شغلی مهمترین مسئله اشتغال در جامعه ماست و نحوه بکارگیری آن در جامعه نقش مهمی در ایجاد اشتغال یا پیدا کردن شغل و کسب درآمد در جامعه دارد، نگاه مقطعی و فوری به ایجاد اشتغال نگاهی سطحی و کم اثر است و همچنین نگاهی فاقد نیازسنجی و بررسی پتانسیلهای بومی و منطقه ای یک جامعه برای ایجاد خدمات اجتماعی و اقتصادی مسئله ایجاد شغل را با مشکل روبرو خواهد کرد ، در هر جامعه ای یک سری نیازمندیها وجود دارد و در هر جامعه ای در هر مقطع زمانی تعدادی افراد بیکار هم وجود دارد که مهمترین مشکل آنها نبود شغل مطابق وضعیت خود می باشد یا اصلا شغلی مطابق مهارت خود نمی بینند و یا خودشان فاقد مهارت لازمی هستند که مورد نیاز جامعه است. لذا آموزش رکن اساسی در حل مسئله اشتغال بازی می کند نه صرفا دادن وام و تسهیلات جهت برپایی یک شغل، در تمام جوامع به طور عام مشکل اشتغال مشکل منابع مالی نیست شاید خواننده عزیز مخالف این عقیده باشد اما واقعا مشکل اشتغال داشتن یا نداشتن منابع مالی نیست، در هر مقطع زمانی و در هر مکانی از این کره خاکی برای هر انسانی اعم از با سواد و یا بیسواد و یا پولدار و بی پول کار مطابق سلیقه و مطابق نیاز همان جامعه وجود دارد اما چند عامل وجود دارد که مانع انجام آن کارها یا مشاغل می شوند مثلا عرضه وتقاضا در جامعه برای یک شغل ، عدم برنامه ریزی های لازم و تعداد زیاد افراد بیکار فاقد مهارت و یا افرادیکه نمی دانند چطوری از مهارت خود استفاده کنند، تفکری غلط و اشتباه در جامعه وجود دارد که هر کس هر کاری برای دیگران کند باید بابتش پول بگیرد، البته منظور این نیست که شخصی مغازه ای تاسیس کند و مجانی برای مردم کارکند همچین موردی مد نظر نیست بلکه استفاده از مهارت خود در جامعه و کمک به جامعه در پیشبرد امور اجتماعی و انسانی خودبخود می تواند آن فرد را با انگیزه ترو ماهر ترکند و جامعه نیز خودبخود پاداش در خور آن فرد را از راه های گوناگون اعطا خواهد کرد، هر انسانی دارای توانایی ها و استعدادهایی است که در درجه اول خود آن فرد به آن واقف است و لازمه اش داشتن  خودباوری است و در درجه دوم برنامه ریزان اقتصادی می بایست این استعدادها را شناسایی و در راه درست بکار گیرند، اما مهم ترین عامل خود همان فرد می باشد که اگر دارای مهارت خاصی است آنرا بکار گیرد ابتدا در محل زندگی و خانوادگی خود و سپس در جامعه ، و اگر فاقد مهارت خاصی است می بایست استعداد خود را دریابد و سپس همان استعداد را تبدیل به مهارت کند، اگر مهارت مورد نظر فنی است می تواند از تجارب دیگران استفاده کرده و یا خود اقدام به کسب تجربه کند نکته مهم این است که کسب تجربه نیازی به داشتن سرمایه ندارد شخص می تواند برای بدست آوردن تجربه و مهارت برای دیگران رایگان کار کند یا از دیگران یاد بگیرد و یا در کلاسهای آموزشی رایگان و یا هر اطلاعاتی که نیاز دارد را منابع مختلف بدست بیاورد. در جامعه شاهد هستیم که کسانیکه تحصیلات بالاتری دارند متاسفانه ناکارآمد تر هستند و در کسب شغل مورد نظر خود دچار مشکل شده اند فقط به این دلیل که نمی توانند از مهارت خود استفاده کنند و یا بستر جامعه طوری است که محل نشان دادن آن مهارت را ندارد و … می بینیم که افراد فارق التحصیل دانشگاهی پس از گرفتن مدرک خانه نشین می شوند و یا کارهایی می کنند که ربطی به دانش و مهارتشان ندارد و دلیل اصلی ان هم امرار معاش و کسب درآمد است و این خود ضربه بزرگی به فرد و جامعه وارد می کند که مشکلات عدیده دیگری از این پدیده خارج می شود، هر جامعه ای متشکل از فرد است و هر فردی در قبال جامعه خود مسئولیتی دارد، هر فردی که تصور کند جامعه در قبال او و سرنوشت او مسئول است در اشتباه است زیرا نقطه آغازین حرکت یک فرد در جامعه خود همان فرد است که مشخص می کند در آینده به کدامین سمت و سو می خواهد برود و همین حرکت اوست که آینده جامعه اش را تعیین می کند ، وقتی در جامعه ای تعداد زیادی افراد فاقد مهارت وجود داشته باشند کارها در جامعه به خوبی انجام نخواهد شد و یا تقسیم ثروت ناعادلانه خواهد بود به عده ای کمی مقدار بیشتری درآمد می رسد و به عده ای بیشتری هم خدمات کمتری ارائه می شود، هر شخصی در جامعه اگر بر اساس استعداد خود ماهر شود و آنرا عملا بکار گیرد رشد خواهد کرد، متاسفانه مشکلات فرهنگی در جامعه باعث شده که کسب ثروت و درآمد به هر طریق ممکن در اولویت قرار گیرد و اغلب اشخاص به سمت کسب درآمد و شغل بهتر تمایل دارند تا شغلی که در آن تخصص دارند، افراد فاقد مهارت در یک شغل و عدم وجود افراد دارای مهارت در آن شغل مثال نا هماهنگی در یک روند اقتصادی و اجتماعی یک جامعه می باشد که می بایست هر فرد در جامعه دیدگاه خود را درباره شغلی که انجام می دهد و یا شغلی که در آینده می خواهد انجام دهد مورد بررسی و تحقیق قرار دهد و سپس اقدام به کسب آموزش و مهارت و به کارگیری آن کند.

نویسنده : فرزاد رستمی | منبع خبر : روزنگار غرب
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.