رویای خانه دار شدن

✍️ کیوان دارابخانی، پژوهشگر حقوق عمومی
وعده خانهدار شدن در کرمانشاه هنوز روی کاغذ مانده و اعتماد مردم قربانی تأخیر و ناکارآمدی شده است. انتظاری که مشروع و قانونی است، نباید به بازی وعدههای ناتمام و سلب اعتماد عمومی بدل شود.
در استان کرمانشاه، وعده خانهدار شدن اقشار کمدرآمد و اجرای پروژههای مسکن ارزانقیمت، نمونهای روشن از «انتظار مشروع» شهروندان است؛ انتظاری که بر اساس اصول حقوق اداری و عدالت اجتماعی، دولت و دستگاههای مسئول موظفند آن را پیگیری و تحقق بخشند. مردم بر اساس این وعدهها برنامهریزی زندگی و سرمایهگذاری کردهاند و تأخیر یا عدم تحقق آن نه تنها هزینه اقتصادی برای آنان به همراه دارد، بلکه اعتماد عمومی و اعتبار نظام اداری را نیز خدشهدار میکند. مطابق استانداردهای حقوقی جهانی و رویههای داخلی، تحقق این انتظارات مشروع نیازمند شفافیت، پاسخگویی دقیق و زمانبندی قابل اتکا در تمام مراحل ساخت و تحویل واحدهای مسکونی است تا وعده دادهشده به واقعیت بدل شود و سرمایه اجتماعی استان حفظ گردد.
وقتی مردم منتظر وعدهای هستند، چشمهایشان نه فقط به آینده خانه، خیابان یا پروژه عمرانی، بلکه به اعتمادشان به نظام اداری دوخته شده است. این همان نقطهای است که اصل «انتظارهای مشروع» وارد میدان میشود؛ اصلی که در نظامهای حقوقی جهان به رسمیت شناخته شده و در بسیاری از کشورها، ابزاری اثرگذار برای تحقق عدالت اجتماعی و اداری است. در ایران نیز، هرچند این اصل هنوز به صورت کامل در مقررات داخلی تثبیت نشده، اما توجه به آن در برخی احکام قضایی و آییننامههای اداری نشان میدهد که میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت وعدهها و اعتماد عمومی داشته باشد.
یکی از مصادیق بارز این اصل در ایران، وعدههای عمرانی و مسکن اجتماعی است. طرحهایی مانند نهضت ملی مسکن، ساخت و تحویل سریع واحدهای ارزانقیمت و برنامههای مشابه، دقیقا نمونههایی از وعدههایی هستند که شهروندان بر آن تکیه میکنند. مردم بر اساس این وعدهها برنامهریزی مالی و زندگی میکنند؛ امید دارند که وعدههای اعلامشده به واقعیت بدل شود و با اتکا به آن، سرمایههای خود را در مسیر امنتری قرار دهند.
اما وقتی وعدهها تحقق نمییابند یا با تأخیرهای طولانی مواجه میشوند، اعتماد اجتماعی به شدت آسیب میبیند. در استان کرمانشاه، این واقعیت ملموس است: تاخیر در تحویل واحدهای مسکونی ارزانقیمت و اجرای ناقص پروژهها باعث ریزش سرمایههای اجتماعی شده و اعتبار نظام اداری را خدشهدار کرده است. از منظر حقوق عمومی، این مسأله فراتر از یک کمکاری اداری ساده است؛ زیرا نقض انتظارات مشروع شهروندان، نوعی سلب اعتماد و تضعیف مشروعیت دولت محسوب میشود.
انتقاد تخصصی نشان میدهد که بخشی از این مشکل ناشی از ضعف در برنامهریزی استراتژیک، فقدان شفافیت در تخصیص منابع و زمین، و ناکارآمدی در مدیریت پروژههاست. وقتی وعدهای داده میشود، شهروندان بر اساس آن سرمایهگذاری میکنند، تصمیم میگیرند و زندگی خود را تنظیم میکنند؛ نادیده گرفتن این وعدهها، نه فقط زیان اقتصادی برای آنان ایجاد میکند، بلکه در بلندمدت باعث ضعف اعتماد اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و افزایش فاصله بین مردم و نهادهای اداری میشود.
در نهایت، اصل انتظارهای مشروع یک ابزار قدرتمند برای ارتقاء عدالت اجتماعی و اداری است؛ اما این ابزار تنها زمانی میتواند اثرگذار باشد که وعدهها قابل اتکا، شفاف، و متناسب با منابع و ظرفیتهای واقعی دولت و مدیریت شهری باشند. در کرمانشاه، تا زمانی که برنامههای مسکن و پروژههای عمرانی بدون پاسخگویی دقیق و پایش منظم ادامه یابند، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید و وعدههای ارزشمند به شعارهای ناتمام تبدیل خواهند شد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰