امنیت کالایی ایران و نقشی که کرمانشاه می‌تواند ایفا کند

امنیت کالایی ایران و نقشی که کرمانشاه می‌تواند ایفا کند

در روزگاری که امنیت کالایی و کاهش هزینه‌های واردات به یکی از دغدغه‌های اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده، کرمانشاه نه یک استان حاشیه‌ای، بلکه یک "گزینه راهبردی" است؛ استانی که می‌تواند گره واردات کشور را باز کند، اما هنوز در گره تصمیم‌گیری‌ها گرفتار مانده است. تبدیل کرمانشاه به هاب واردات، تنها یک مطالبه محلی نیست، بلکه آزمونی ملی برای سنجش اراده سیاست‌گذار در بازطراحی نقشه تجارت خارجی ایران است.

وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

تحولات اخیر پیرامون ونزوئلا، بیش از آن‌که یک رویداد صرفاً امنیتی یا منطقه‌ای باشد، نشانه‌ای از جابه‌جایی میدان تقابل قدرت‌ها از سطح اقدام نظامی به عرصه ادراک، روایت و مهندسی ذهن نخبگان و افکار عمومی است؛ جایی که هدف اصلی، نه تصرف جغرافیا، بلکه بازتعریف محاسبات، ایجاد تردید در بازدارندگی و القای «قدرت مطلق» از مسیر عملیات روانی و رسانه‌ای دنبال می‌شود.

مرزهای کرمانشاه؛ ثروتی که هنوز تصمیم نگرفته‌ایم چگونه خرجش کنیم

مرزهای کرمانشاه؛ ثروتی که هنوز تصمیم نگرفته‌ایم چگونه خرجش کنیم

کرمانشاه اگر «مرز» است، چرا هنوز «دروازه» نشده؟ چرا استانی با این حجم از اتصال جغرافیایی، پیوند تاریخی و ظرفیت اقتصادی، باید همچنان در صف بیکاری و رکود بایستد؟ مسئله کمبود ظرفیت نیست؛ مسئله ناتوانی در دیدن و به‌کارگرفتن ظرفیتی است که می‌تواند کرمانشاه را از حاشیه به متن اقتصاد و دیپلماسی عمومی کشور بازگرداند.

زیست اجتماعی شو چله؛ شبی که دل‌ها کنار هم گرم می‌شود

زیست اجتماعی شو چله؛ شبی که دل‌ها کنار هم گرم می‌شود

شو چله فقط یک شب طولانی نیست؛ بهانه‌ای است برای اینکه آدم‌ها، پیش از آن‌که زمان از کنارشان عبور کند، دوباره کنار هم بنشینند، دل‌ها را صاف کنند و یادشان بیاید حتی تاریک‌ترین شب‌ها هم وقتی با هم می‌گذرد، کوتاه‌تر و قابل‌تحمل‌تر است.

معامله‌ای که ایران هم پیاز خورد، هم چوب خورد و هم پول داد

معامله‌ای که ایران هم پیاز خورد، هم چوب خورد و هم پول داد

عبدالرضا یاری   برجام، توافقی که قرار بود نقطه‌عطفی در روابط ایران و غرب باشد، در عمل به صحنه‌ای از یک ضرب‌المثل تلخ بدل شد؛ همان که می‌گوید «هم پیاز را خورد، هم چوب را، هم پول داد». ایران با حسن‌نیت وارد مذاکره شد، تعهداتش را پذیرفت و حتی فراتر از آن عمل کرد. قلب

دیپلماسی زاگرس؛ کرمانشاه در خط مقدم

دیپلماسی زاگرس؛ کرمانشاه در خط مقدم

کرمانشاه دروازه طلایی ایران به غرب است؛ کلید توسعه اقتصادی و دیپلماسی مرزی که سال‌ها مغفول مانده است. اگر امروز به این ظرفیت توجه نکنیم، فرصت‌های بی‌بدیل منطقه‌ای را از دست خواهیم داد.

بازآرایی پنهان در رأس فرماندهی؛ نوسازی ساختار نظامی رژیم صهیونیستی در سایه شکست استراتژیک برابر ایران

بازآرایی پنهان در رأس فرماندهی؛ نوسازی ساختار نظامی رژیم صهیونیستی در سایه شکست استراتژیک برابر ایران

در حالی که جنگ اخیر با ایران، لایه‌های پنهان ناکارآمدی، فروپاشی بازدارندگی و شکنندگی فرماندهی را در ساختار ارتش رژیم صهیونیستی برملا ساخت، شاهد سلسله‌ای از انتصابات و جابه‌جایی‌های بی‌سابقه در سطوح عالی‌رتبه نظامی هستیم؛ تغییراتی که در ظاهر تابع نظم چرخشی ارتش‌اند، اما در واقع بیانگر بازمهندسی اقتدار و تلاش برای بازسازی حیثیت امنیتی پس از یک شکست راهبردی هستند.

پایان ملاحظات داوطلبانه/ ایران در چارچوب مشروعیت، گروسی را متوقف کرد

پایان ملاحظات داوطلبانه/ ایران در چارچوب مشروعیت، گروسی را متوقف کرد

با توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و محدود شدن دسترسی‌های فراپادمانی آژانس، ایران وارد مرحله‌ای تازه از تعامل حقوقی با نهادهای بین‌المللی هسته‌ای شده است. این تصمیم در نگاه نخست، بُعدی سیاسی دارد، اما از منظر حقوق بین‌الملل، قابل دفاع و مبتنی بر اصول و موازین مشخصی است که باید بازخوانی شود؛ از جمله حق اقدام متقابل، حاکمیت ملی، و قواعد مرتبط با نقض اساسی توافقات بین‌المللی. در ادامه، تحلیلی حقوقی از مبانی این اقدام ایران ارائه می‌شود.

ایران من هنوز آواز می خواند

ایران من هنوز آواز می خواند

در اوج تابستانی گُر گرفته، زیر آسمانی که هر لحظه ممکن است از صدای انفجار شکاف بردارد، دو جوجه‌ کوچک، در پناه بال‌های لرزان کبوتری تنها، پا به جهان گذاشتند؛ نه در سرزمین آرامی، که بر بام خانه‌ای استیجاری، در میانه شهری که نفسش بوی جنگ گرفته است. آن‌ها در دل هیاهوی پدافند و غبار خیانت، آشیانه‌ای ساختند که بیش از یک لانه بود؛ گواهی بود بر تپش زندگی، در میانه مرگ. و آن آشیانه، با هر جیک‌جیک کوچک، حقیقتی بزرگ را فریاد می‌زد؛ ایران هنوز زنده است، چون هنوز بر بام‌هایش، پرنده‌ای هست که آواز می‌خواند.