… … اداره برق!

روزنگارآنلاین-افشین محمدی، اما بشنوید تز ماجراهای عجیبوغریب در شهر! این روزها اوضاع بهشدت در شهر از حالت جنگ خارج و به حالت تدافعی بدل شده، در مدتی که با شنیدن صدای گرومپ و گرومپ های اطراف شهر طرف با سر کف کرده از زیر دوش به کوچه پناه میآورد و حتی در حالتی که مشغول انجام دفع رفع مزا جات بود و به حالت نیمخیز به کنجی فرار میکرد تا یخه همدیگر را پاره کردن در صف نان و خرید مایحتاج در صف نانواییها تا… خدا میداند آخر این مردم چه میشود؛ اما از همه مهمتر بحث این روزهای گرم و طاقتفرسا بر سر قطعی برق که خودش بهنوبه خود به معضلی طنز در شهر تبدیلشده است. ظریفی تعریف میکرد که اگر روی چشممان را ببندند و از در خانهای رد شویم با فحشهای کاملاً غیراخلاقی میتوانیم متوجه شویم که برق قطع شود. حالا از این حرفها که بگذریم برویم سراغ نشانههای طنزپردازی وزیر نیرو یا به قولی توانیر! ازآنجاکه این روزها گرما بهشدت در حال افزایش است قطعی برق نیز در حال افزایش و این بهنوبه خوب بسیار جالب بوده است. دوستان کارگاه میگویند که زمانی که جنگ ۱۲ روزه بود و همه میترسیدیم نکند نیروگاه برقی از دور خارج شود و مرتب دست به دامن دعا نویسان قهار میشدیم اما باوجوداینها برق هیچوقت قطع نشد و بلکه باوجود مصرف بسیار حتی کسی هم رعایت نمیکرد و مهمانیها به قوت خودش باقی بود چونکه همه بدون استثنا گوشی به دست و به تلویزیون نگاه میکردند ولی خبری از قطعی برق نبود. این موضوع را به کنکاش گذاشتیم و با دوستان کارگاهی هم مشورتی به روش لقه کت بازی انجام دادیم. در صورت اول بهاحتمالزیاد مدیران ارشد اداره برق در روستایی جایی لحاف به سر کشیده و با صداهای انفجار، انگشتشان را نمیتوانستند روی دکمه قطع برق بگذارند. مورد دیگر اینکه دوستنداشتن در این شرایط اینها همبار اضافی دیگر به مردم تحمیل کنند و مورد دیگر اینکه طنازیشان گل نکرده بود! اما چرا میگوییم طناز؟ دلیل دارد. شما تصور کنید وقتیکه فردی به علت گرمای زیاد دچار مشکلات مزاجی و بیرونروی شده است و در طبقه ۵ ساختمانی مشغول تبادل انرژی به سمت اداره آب و فاضل آب است و یکدفعه برق قطع میشود. آن مادرمرده هم که آنقدر انرژی هدر داده است دیگر نایی برای فریاد نمیماند و دچار حمله غش میشود. خانواده هم میخواهند ببینند که برنامه قطع برق آنها چرا طبق جدول خاموشی نیست و به اینترنت مراجعه میکنند و صد افسوس که با قطعی برق اینترنت هم دچار قطعی شده است. بهناچار میخواهند تماس بگیرند باکس و کارشان که برق آنها هم قطع است؟ که متأسفانه خطهای تلفن هم به دلیل قطعی خوب کار نمیکند. میخواهند از پلهها استفاده کنند و به آمبولانس یا کمک بخواهند که متأسفانه در پارکینگ بستهشده و با قطعی برق باز نمیشود و تازه به دلیلی تاریکی راهروها هم مثلاً اگر خانمی یا بچهای بخواهد کسی را خبر کند به خاطر ترس دیگر پشیمان میشود و این تنها یکگوشه ماجرا است که باید در تراژیک ترین حالت ممکن به عزیزشان در آن حالت نگاه کنند و حتی آب هم نمیتوانند بریزند که آن نسیم روحبخش را کنار بدهند چونکه به علت قطعی برق آب ساختمان هم قطعشده است. اینجا است که خانوادهها با بغضی در گلو و اشکی خشکشده در چشمانشان یکصدا فریاد میزنند! … اداره برق! حالا این روزها اگر شانس بیاورید و در محلهای باشید که برق قطع شوید صدای اهالی را میشنوید که همه باهم میگویند: … اداره برق! اما تنها کسانی که از این روال بسیار مسرور هستند و با دمشان گردو میشکنند همان کارمندان و کارکنان ادارات هستند. ازیکطرف که حقوقشان سروقت میرسد بدون کموکاست، ساعت ۹ سرکار میروند و ۱۱ برق میرود و برای خودشان لخه لخ کنان برمیگردند و میگویند درود بر اداره برق! اما این میان تا آنجایی که در شهر میبینیم و از مغازهدار تا دستفروش و قصاب و چغال و بغال و راننده و… میگویند اگر ما در روز چند بار نگوییم … اداره برق؟ روزمان روز نمیشود؛ اما هرچقدر کفه ترازو را میخواهیم سبکسنگین کنیم و طرف حق را بگیریم و انصاف را رعایت کنیم نمیتوانیم به مردم پرخاش کنیم که نگویند…اداره برق، ولی باز هنگام قطعی برق همه باهم یکصدا میگویند: … اداره برق!
برچسب ها :افشین محمدی ، روزنگار ، روزنگارآنلاین ، کارگاه لقه کت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰