همبستگی در کاشت، برداشت، فروش و مصرف مخدرات

روزنگارآنلاین-افشین محمدی، اتحاد، همبستگی، باهم بودن، در کنار هم بودن و… کلی واژه دهانپرکن وجود دارد که میشود با آنها جماعتی را سرکار گذاشت. ببخشید منظور واقعاً کار واقعی است! آن کاری که اکثر نسل جوان به دنبال آن میدوند. از این معنا و مفهوم که بگذریم، برنامهریزآنجامعهشناسی همیشه از این نحله یادکردهاند و آن را از ضروریات یک جامعه بیان داشتهاند؛ اما همین چند وقت پیش کارشناسی از خوبیها و عواقب همبستگی اجتماعی داد سخن را میداد و مرتب از آمار و ارقام بسیار زیاد چشم خیره کن اسم میبرد و حتی گاهی خودش نیز بعد از گفتن آمار مربوطه یکدفعه چشمانش زاغ میشد و انگار خودش باورش شده بود که چقدر در اجتماع همبستگی موج میزند؛ اما جامعتر بخواهیم مسئله را مورد شناسایی قرار دهیم میتوان به یکی از کتب درزمینهٔ جامعهشناسی تحت عنوان مقدمه جامعهشناسی نام ببریم که در آن تعریف همبستگی گروهی را اینگونه تعریف کرده است: منظور شبکه نیروهایی است که هدف آن حفظ روابط اعضای گروه در جهت مقابله با نیروهای تجزیهکننده است و… همین تعریف آه از نهاد بعضی از کارشناسان بلند کرده؛ اما نمود این روابط اعضای گروه در مقابله با نیروهای تجزیهکننده را بهصورت متوالی در بعضی از شهرکهای کرمانشاه مشاهده میکنیم. اخیراً که بازار کشت و برداشت نوع خاصی از مواد مخدر بسیار داغ است و کماکان داغ باقی خواهد ماند نمونه بارز این همبستگی اعضای گروه کشاورزان و مقابله با خبرچینان است طوری بهصورت رسم درآمده که هنگام مشاهده پلیس از راه دور مانند سرخپوستان آمریکا با دود به همدیگر اشاره میدهند و همدیگر را خبر میکنند. البته به نظر بعضی از کارشناسان اهلفن و دوست دار آن نوع همبستگی قیمت و سود بالا نسبت به گذارش خبر هست که خبرچین دیگر میلی به دادن گذارش ندارد؛ اما اگر بخواهیم این واقعه را در فرمول قرار دهیم. خشخاشکاران را گروه همبسته به هم و پلیس را نیروی تجزیهگر میتوان نام برد و البته چند عامل مهم به همبستگی بیشتر گروهها را سوق میدهد. یکی از این عوامل رسیدن به خودکفایی و تأمین نیاز بازار و خودکفایی ملی بادانش بومی است. دیگر سود بسیار خوب و شراکت بعضی از افراد که کسی حاضر به افشای نامشان نیست و…مورد دیگر مرغوبیت محصول بهدستآمده و ورود به بازار جهانی و رقابت با دولت فخیمه افغانستان! چراکه شاید نتوانیم حق آبِ هیرمند را بگیریم ولی میتوانیم با تکیهبر دانش بومی بازارشان را کساد کنیم؛ اما به سراغ این همبستگی برویم میتوانیم نمونههای دیگری را در اجتماع پیدا کنیم که ادامهدهنده همان راه است. اخیراً در محلات بسیاری از شهر کرمانشاه مشاهده میشود اوقاتی که مردم در آرامش کامل به سر میبرند در محلات کرمانشاه امورات روزمره بسیار در جریان است و البته از مبحث سرقتهای مختلف که بگذریم این نوع همبستگی بسیار زبانزد و چشمگیر شده. بنا به گفته بعضی از شاهدان در این محلات بهصورت گستره فروش بعضی از محصولات فراوریشده همان کشتهایی که ذکر شد همراه فروش لوازم جانبی آنها بهشدت در حال افزایش است و در نوع خود دستاورد مهمی به شمار میرود. به گفته آن شاهد محترم که به دلایل احترام بهحق همبستگی خبری از بردن اسمش معذوریم: روزانه افراد زیادی در آنجا محصولات را خریداری کرده و همان لحظه به مصرف آن اقدام میکنند و حتی مشاهدهشده که آمدن پلیس ککشان هم نمیگزد و فقط میگویند بهشان نگاه نکنید! این همبستگی را در فرمول جامعهشناسی قرار دهیم بازهم پلیس عامل تفرقه حساب میشود و کارش بسیار سختتر میشود؛ اما این همبستگی در نوع خود در حال پیشروی است بهگونهای که این کشتها و فراوریها و فروشها و مصرفها در حال پیشرفت است از همین روزها میبینیم که بهجای فروشگاههای زنجیرهای این مراکز مشغول به کار بشوند. از بحث خارج نشویم میبینیم که همبستگی ملی در این بخش بسیار درستوحسابی در حال پیشرفت هست و بهگونهای که شاید بشود الگوی بعضی از علوم کشورداری بشود.
برچسب ها :افشین محمدی ، روزنگار ، روزنگارآنلاین ، کارگاه لقه کت ، کرمانشاه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰