مهار تنش در لحظه حساس؛ آرایش دیپلماتیک منطقه برای جلوگیری از بحران ایران و آمریکا

✍️ کیوان دارابخانی، پژوهشگر حقوق عمومی
افزایش کمسابقه سطح تماسها، رایزنیها و تحرکات دیپلماتیک در منطقه را باید بازتاب درکی مشترک از ماهیت و دامنه بالقوه درگیری میان ایران و ایالات متحده دانست؛ درگیریای که برخلاف برخی برآوردهای سادهانگارانه، محدود، موضعی یا کوتاهمدت نخواهد بود. هرگونه تقابل مستقیم میان دو بازیگر، بهواسطه پیوندهای پیچیده امنیتی، ژئوپلیتیکی و انرژی، بهسرعت ابعاد منطقهای و حتی فرامنطقهای به خود میگیرد و مجموعهای از بازیگران دولتی و غیردولتی را درگیر میسازد. دقیقاً همین ادراک از “گستره و سرریز بحران” است که دولتهای منطقهای را به کنش فعال دیپلماتیک واداشته و آنان را به این جمعبندی رسانده است که پیشگیری سیاسی، کمهزینهترین و عقلانیترین گزینه در برابر سناریوی یک بحران غیرقابلکنترل خواهد بود.
چگالی و همزمانی تحرکات دیپلماتیک اخیر در سطح منطقه و فرامنطقه، از شکلگیری یک لحظه تصمیم در سیاست بینالملل خاورمیانه حکایت دارد؛ لحظهای که در آن، بازیگران اصلی به این جمعبندی رسیدهاند که تداوم وضعیت تعلیقی و مبهم میان ایران و ایالات متحده، بیش از آنکه ابزار فشار باشد، به متغیری بیثباتکننده با قابلیت خروج از کنترل تبدیل شده است. سفرهای رسمی، تماسهای مستقیم در سطح سران، و فعالشدن کانالهای امنیتی سیاسی، نشانه ورود بحران به فاز مدیریت پیشگیرانه است؛ فازی که هدف آن نه حل نهایی اختلافات، بلکه جلوگیری از فروغلتیدن به منطق اجبار و تقابل نظامی است.
از منظری، آنچه امروز در حال وقوع است، نوعی همگرایی موقت میان منطق واقعگرایی تدافعی و نهادگرایی عملگراست. دولتهای منطقهای، بهویژه در خلیج فارس و آناتولی، دریافتهاند که هزینههای ساختاری جنگ اعم از فروپاشی بازدارندگی، بیثباتی بازار انرژی، و تضعیف امنیت دریایی بهمراتب فراتر از هر دستاورد کوتاهمدت ژئوپلیتیکی است. در چنین چارچوبی، تلاش برای احیای گفتوگوهای میان ایران و آمریکا، نه از سر خوشبینی دیپلماتیک، بلکه بر مبنای عقلانیت بقا و محاسبه هزینه فایده صورت میگیرد.
نقشآفرینی فعال ترکیه در این مقطع، واجد دلالتهای راهبردی چندلایه است. آنکارا با پیشنهاد میزبانی فوری مذاکرات و همزمانی آن با رایزنیهای فشرده با واشنگتن، در پی بازتعریف خود بهعنوان گرهگشای دیپلماتیک در معماری امنیت منطقهای است. این ابتکار، صرفاً یک ژست سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای تبدیل سرمایه ژئوپلیتیکی ترکیه به نفوذ نهادی در فرآیند تصمیمسازیهای کلان است؛ امری که میتواند موازنه میان بازیگران سنتی میانجیگر را نیز دستخوش تغییر کند.
در سطح فرامنطقهای، تحرک امارات متحده عربی در برقراری گفتوگو با روسیه را باید نشانهای از چندجانبهسازی آگاهانه دیپلماسی منطقه دانست. ابوظبی، با درک محدودیتهای اتکای صرف به چتر امنیتی آمریکا، بهدنبال ایجاد شبکهای از ارتباطات متوازن با قدرتهای بزرگ است تا در صورت تشدید تنش میان تهران و واشنگتن، ابزارهای جایگزین برای مدیریت پیامدهای بحران در اختیار داشته باشد. این رویکرد، بیانگر گذار تدریجی برخی دولتهای منطقه از وابستگی یکسویه به الگوی تنوعبخشی راهبردی است.
همزمان، رایزنیهای امنیتی ایالات متحده با اسرائیل و عربستان سعودی، نشاندهنده تلاشی برای مهار شکافهای درونائتلافی و جلوگیری از اقدامات یکجانبه است. واشنگتن بهخوبی آگاه است که هرگونه اقدام پیشدستانه یا محاسبهنشده از سوی بازیگران منطقهای میتواند به فعالشدن زنجیرهای از واکنشها بینجامد که کنترل آن از دست قدرتهای بزرگ نیز خارج شود. از این منظر، دیپلماسی فشرده آمریکا با متحدانش را باید تلاشی برای مدیریت متحدان به همان اندازه مدیریت رقیب تلقی کرد.
تأکید مصر و فرانسه بر ضرورت ایجاد فضای مساعد برای ازسرگیری مذاکرات نیز بیانگر شکلگیری نوعی اجماع نرم بینالمللی است که ثبات خاورمیانه را به سرنوشت پرونده ایران گره میزند. این رویکرد، از منظر دیگر، ناظر بر بازگرداندن بحران به چارچوبهای قابل پیشبینی، مبتنی بر قواعد و سازوکارهای نظارتی است؛ چارچوبی که فقدان آن، احتمال توسل به زور و تفسیرهای موسع از حق دفاع مشروع را افزایش میدهد.
در این میان، چرخش محسوس عربستان سعودی بهسوی میانجیگری، شاید معنادارترین تحول رفتاری در معادلات منطقهای باشد. ریاض، در پرتو تجربههای پرهزینه سالهای گذشته و با توجه به اولویتهای اقتصادی و توسعهمحور جدید، به این جمعبندی رسیده است که جنگ منطقهای، نه ابزار بازدارندگی، بلکه تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی و چشمانداز بلندمدت آن است. از این رو، حمایت از راهحل دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، بیش از آنکه تغییر موضع ایدئولوژیک باشد، بازتاب یک بازتعریف واقعگرایانه از منافع ملی است.
برآیند این تحولات نشان میدهد که منطقه در آستانه یک بازآرایی دیپلماتیک قرار دارد؛ بازآراییای که در آن، منطق مدیریت بحران و مهار تنش، جایگزین سیاست تعلیق و انتظار شده است. اگرچه هیچ تضمینی برای موفقیت فوری این تلاشها وجود ندارد، اما همصدایی کمسابقه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در ترجیح دیپلماسی بر تقابل، حاکی از آن است که خاورمیانه دستکم در این مقطع در پی گریز از منطق تصادف راهبردی و حرکت بهسوی یک تعادل شکننده اما عقلانی است.
برچسب ها :ایران و آمریکا ، تقابل ، جنگ ، دیپلماسی ، روابط بین الملل ، سیاست بین الملل
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰