تمایز معرفت دینیِ روشمند با روایتپردازیهای هیجانی در موضوع ظهور

✍️ کیوان دارابخانی
در حوزه مباحث دینی، بهویژه در موضوعات حساسی همچون مهدویت و مسئله ظهور، تمایز میان تحلیل روشمند مبتنی بر منابع معتبر دینی و روایتپردازیهای ذهنی و هیجانمحور امری بنیادین است. در سالهای اخیر، در فضای عمومی شاهد گسترش گفتارهایی هستیم که بدون اتکا به تخصص علمی در حوزههای الهیات، حدیثپژوهی و مطالعات مهدویت، با تکیه بر برداشتهای شخصی، فرضیات اثباتنشده و ترکیب گزینشی دادهها، تلاش میکنند تصویری قطعی از تحولات آخرالزمانی و حتی زمان وقوع ظهور ارائه دهند.
این رویکردها غالباً از الگوهای کلاسیک اقناع روانی و خطابههای تحریککننده بهره میبرند؛ بدین معنا که با ایجاد احساس فوریت، تهدید یا هیجان جمعی، مخاطب را در موقعیتی قرار میدهند که به جای تحلیل عقلانی، به پذیرش عاطفی و سریع روایتها سوق داده شود. در چنین فضایی، پیچیدگیهای معرفتی موضوعات دینی به شکل افراطی سادهسازی میشود و روایتهایی شکل میگیرد که بیش از آنکه ریشه در تحقیق حدیثی، بررسی سند و دلالت، یا سنت اجتهادی شیعه داشته باشد، محصول تفسیرهای شخصی و گاه خیالپردازانه است.
این در حالی است که در سنت معرفتی شیعه، مسئله ظهور اساساً با احتیاط معرفتی و پرهیز از قطعیتسازیهای غیرمستند مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از مهمترین شواهد این رویکرد، روایت مشهور از امام باقر علیهالسلام است که در منابع حدیثی نقل شده است:
«عَنْ الْفَضْلِ بْنِ یَسَارٍ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قُلْتُ: لِهذَا الْأَمْرِ وَقْتٌ؟ فَقَالَ: کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ.»
مضمون این روایت بهروشنی بیان میکند که تعیین زمان برای ظهور، امری مردود و فاقد اعتبار دینی است. در ادبیات حدیثی، تکرار سهباره تعبیر «کذب الوقّاتون» نشاندهنده شدت ردّ و نفی این رویکرد از سوی معصوم است. بنابراین هرگونه تلاش برای زمانبندی ظهور یا ارائه تحلیلهایی که بهطور ضمنی چنین القایی ایجاد کند، با احتیاط معرفتی و مبانی روایی مکتب شیعه ناسازگار تلقی میشود.
از منظر روششناسی علمی نیز، طرح ادعاهای کلان درباره آینده تاریخی و تحولات آخرالزمانی، بدون اتکا به چارچوب نظری معتبر، دادههای قابل ارزیابی و قابلیت نقدپذیری علمی، در حوزه معرفت دینی جایگاه معتبری ندارد. در مقابل، پژوهشگران و اندیشمندان صاحبنظر در حوزه مهدویت و الهیات، با تکیه بر مطالعات سندی، تحلیل متنی، اصول فقهی و سنت اجتهادی تلاش میکنند فهمی محتاطانه، مستند و قابل دفاع از متون دینی ارائه دهند.
بنابراین، مرز میان پژوهش دینی معتبر و خطابههای عوامپسندانه را باید در میزان پایبندی به اصول علمی و روششناختی جستوجو کرد. آنچه در قالب روایتهای هیجانی و فرضیههای غیرمستند عرضه میشود، هرچند ممکن است در کوتاهمدت توجه بخشی از مخاطبان را جلب کند، اما در نهایت نه به تعمیق معرفت دینی میانجامد و نه به ارتقای فهم جامعه از آموزههای مهدوی؛ بلکه خطر آن وجود دارد که با تولید انتظارات نادرست و تفسیرهای شتابزده، سرمایه معرفتی و اعتبار علمی این حوزه مهم اعتقادی را مخدوش سازد.
از این رو، صیانت از گفتمان مهدویت مستلزم آن است که این حوزه در چارچوب پژوهش تخصصی، دقت حدیثی، عقلانیت اجتهادی و پرهیز از هیجانسازیهای فاقد پشتوانه علمی مورد بررسی قرار گیرد؛ مسیری که هم با سنت علمی حوزههای معرفتی سازگار است و هم با توصیههای صریح معصومان علیهمالسلام در پرهیز از تعیین وقت برای ظهور.
برچسب ها :تحلیل معرفتی ظهور و انتظار ، معرفت دینی و عقلانیت مهدوی ، نقد روایتپردازیهای غیرروشمند دینی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰