تاریخ انتشار : دوشنبه 25 اسفند 1404 - 0:24
کد خبر : 12520

تمایز معرفت دینیِ روشمند با روایت‌پردازی‌های هیجانی در موضوع ظهور

تمایز معرفت دینیِ روشمند با روایت‌پردازی‌های هیجانی در موضوع ظهور
در هیاهوی روایت‌های پرحرارت درباره ظهور، حقیقت مهدویت در سکوت عقلانیت و روش زنده است؛ جایی که ایمان از هیجان فراتر می‌رود و انتظار به ژرفای معرفت بدل می‌شود.

✍️ کیوان دارابخانی

 

در حوزه مباحث دینی، به‌ویژه در موضوعات حساسی همچون مهدویت و مسئله ظهور، تمایز میان تحلیل روشمند مبتنی بر منابع معتبر دینی و روایت‌پردازی‌های ذهنی و هیجان‌محور امری بنیادین است. در سال‌های اخیر، در فضای عمومی شاهد گسترش گفتارهایی هستیم که بدون اتکا به تخصص علمی در حوزه‌های الهیات، حدیث‌پژوهی و مطالعات مهدویت، با تکیه بر برداشت‌های شخصی، فرضیات اثبات‌نشده و ترکیب گزینشی داده‌ها، تلاش می‌کنند تصویری قطعی از تحولات آخرالزمانی و حتی زمان وقوع ظهور ارائه دهند.

این رویکردها غالباً از الگوهای کلاسیک اقناع روانی و خطابه‌های تحریک‌کننده بهره می‌برند؛ بدین معنا که با ایجاد احساس فوریت، تهدید یا هیجان جمعی، مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهند که به جای تحلیل عقلانی، به پذیرش عاطفی و سریع روایت‌ها سوق داده شود. در چنین فضایی، پیچیدگی‌های معرفتی موضوعات دینی به شکل افراطی ساده‌سازی می‌شود و روایت‌هایی شکل می‌گیرد که بیش از آنکه ریشه در تحقیق حدیثی، بررسی سند و دلالت، یا سنت اجتهادی شیعه داشته باشد، محصول تفسیرهای شخصی و گاه خیال‌پردازانه است.

این در حالی است که در سنت معرفتی شیعه، مسئله ظهور اساساً با احتیاط معرفتی و پرهیز از قطعیت‌سازی‌های غیرمستند مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین شواهد این رویکرد، روایت مشهور از امام باقر علیه‌السلام است که در منابع حدیثی نقل شده است:

«عَنْ الْفَضْلِ بْنِ یَسَارٍ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قُلْتُ: لِهذَا الْأَمْرِ وَقْتٌ؟ فَقَالَ: کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ.»

مضمون این روایت به‌روشنی بیان می‌کند که تعیین زمان برای ظهور، امری مردود و فاقد اعتبار دینی است. در ادبیات حدیثی، تکرار سه‌باره تعبیر «کذب الوقّاتون» نشان‌دهنده شدت ردّ و نفی این رویکرد از سوی معصوم است. بنابراین هرگونه تلاش برای زمان‌بندی ظهور یا ارائه تحلیل‌هایی که به‌طور ضمنی چنین القایی ایجاد کند، با احتیاط معرفتی و مبانی روایی مکتب شیعه ناسازگار تلقی می‌شود.

از منظر روش‌شناسی علمی نیز، طرح ادعاهای کلان درباره آینده تاریخی و تحولات آخرالزمانی، بدون اتکا به چارچوب نظری معتبر، داده‌های قابل ارزیابی و قابلیت نقدپذیری علمی، در حوزه معرفت دینی جایگاه معتبری ندارد. در مقابل، پژوهشگران و اندیشمندان صاحب‌نظر در حوزه مهدویت و الهیات، با تکیه بر مطالعات سندی، تحلیل متنی، اصول فقهی و سنت اجتهادی تلاش می‌کنند فهمی محتاطانه، مستند و قابل دفاع از متون دینی ارائه دهند.

بنابراین، مرز میان پژوهش دینی معتبر و خطابه‌های عوام‌پسندانه را باید در میزان پایبندی به اصول علمی و روش‌شناختی جست‌وجو کرد. آنچه در قالب روایت‌های هیجانی و فرضیه‌های غیرمستند عرضه می‌شود، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت توجه بخشی از مخاطبان را جلب کند، اما در نهایت نه به تعمیق معرفت دینی می‌انجامد و نه به ارتقای فهم جامعه از آموزه‌های مهدوی؛ بلکه خطر آن وجود دارد که با تولید انتظارات نادرست و تفسیرهای شتاب‌زده، سرمایه معرفتی و اعتبار علمی این حوزه مهم اعتقادی را مخدوش سازد.

از این رو، صیانت از گفتمان مهدویت مستلزم آن است که این حوزه در چارچوب پژوهش تخصصی، دقت حدیثی، عقلانیت اجتهادی و پرهیز از هیجان‌سازی‌های فاقد پشتوانه علمی مورد بررسی قرار گیرد؛ مسیری که هم با سنت علمی حوزه‌های معرفتی سازگار است و هم با توصیه‌های صریح معصومان علیهم‌السلام در پرهیز از تعیین وقت برای ظهور.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.