در رسای کوچ سیزده ستاره خونین کرمانشاه

✍️کیوان دارابخانی
ای کرمانشاهِ سرفراز! ای دیارِ شیرزنان و شیرمردان! باز هم آسمانِ تو با ستارگانی تازه، شبنشینِ دلهای سوگوار شد. باز هم دست تقدیر، با انگشتان خونینش، برگ زرین دیگری بر دفتر حماسههای جاودانت افزود. باز هم فریاد “لن نَرکَع” از سینهٔ شکافتهٔ نیمهشبهایت برخاست.
امروز، دشمنِ وحشی که نام انسانیت را بر لب آلوده به جنایت دارد، جباری که انسانیت، قانون و اخلاق بینالملل برایش حکایت پشهای بیش نیست، پشت نقاب دروغین دفاع از دروغ، به حریم جانهای معصومت هجوم آورد. صهیونیست کودککش و آمریکای جنایتپیشه، با موشکهای کینهتوز خود، پناهگاه امن زنان و کودکانت را نشانه رفتند. آنان میان کوچههای آشنا و دیوارهایی که هنوز بوی مهربانی میداد، آتش گشودند. آنگاه که قرار بود مهر پدرانه در چشمهای کودکانه بدرخشد، زمین بر ساکنانش لرزید. خانهها، مأمن آرامش خانوادههای سادهای که جز به فردای فرزندانشان نمیاندیشیدند، با خاک یکسان شد. آوار، فریادهای مادرانه را در خود دفن کرد و دود، آسمان بیگناه کرمانشاه را به عزا نشاند.
و اما در دیگر نقطه از این دیار، صبحگاه همان روزِ نحس، پیش از آن که آفتاب بوسهگاه پیشانی کودکان شود، دشمن سیاهی مرگ را بر فراز روستایی نشاند. خانههایی که هنوز بوی نان تازه و خندههای نوجوانانه از آن بلند بود، یکباره به گورستانی از آهن و آجر بدل شد.
آری… سیزده کرمانشاهی؛ سیزده سفرکردهٔ بیبازگشت. اما در میان این سیزده، چه غمانگیز است که دو کودک معصوم، با آن چشمانی که هنوز دنیا را ندیده بودند، به استقبال آتش رفتند. چه جانسوز است که چهار زن، این مایههای حیات و مهر، یکی باردار با دو روح در یک پیکر، در خون خود غلتیدند. کودکی هشتساله، نوجوانی چهاردهساله، آن کودکِ چهارساله… اینان قافلهسالاران کاروان شهادت در این حمله وحشیانه بودند.
آیا این است آن “حقوق بشر” که مدعیان دروغینش از آن دم میزنند؟ آیا هدف قرار دادن خانههای مسکونی، به شهادت رساندن زنان باردار و خردسالان، مصداق آن “نظم نوین جهانی” است که بر سر ملتهای ضعیف میتازند؟ درود خدا بر آن مادرانی که در دل آتش، از فرزند خود پاسداری کردند تا آخرین لحظه. درود خدا بر آن کودکانی که با خون خود، درخت آزادی را آبیاری کردند.
اما بدانید ای دشمنان کودککش! این خاک، از خون پاک شهیدانش بارورتر میشود. این کرمانشاه، تهمتنها و سردارانی پرورده که قامتشان چون کوه پرآو سرفراز است و هرگز به پستی و خواری تن در ندادهاند. این ملت، با هر قطره خونی که از پیکر مطهر فرزندانش بر زمین میچکد، بر پایهای استوارتر از پیش میایستد.
ای کرمانشاه! ای دیار رشادت! این سیزده شهید، فرزندان رشید تو بودند. آنان از تبار همان مردانی بودند که در هشت سال دفاع مقدس، حماسهها آفریدند. آنان میراثدار همان زنانی بودند که با دامن خود، مردان غیور را تربیت کردند.
به روح پاک این شهدای مظلوم درود میفرستم؛ به آن کودک هشتساله که شهید مظلوم این واقعه بود؛ به آن کودک چهارساله که کبوتر سفید این حماسه بود؛ به آن نوجوان چهاردهساله که جوانهٔ امید فردایی بود که ناگهان شکفت؛ به آن مادران شهیده که یکی باردار، وصال را در بغل دو شهید یافت؛ به آن پنجاه و شش مجروح که با تن رنجور، روایتگر این جنایت بزرگ هستند.
خون این سیزده ستاره، مشعل فروزانی خواهد شد در شب تار انتظار. ما ادامهدهندهٔ راه آنان خواهیم ماند و تا آخرین قطرهٔ خون، در برابر این وحشیگریهای تاریخساز ایستادگی خواهیم کرد. این خاک، خاک رشادت است و این ملت، ملت شهادت.
قسم به قطرهقطره خون مظلومانه شما که از زیر آوار فریاد کشید و به آسمان رفت، قسم به آن نگاه کودکانهای که در میان آتش خاموش شد، قسم به آن مادر باردار که دو شهید را در آغوش کشید، که به ازای هر پیکر مطهر شما، هزار تن از دژخیمان صهیونیست و آمریکایی را به قعر جهنم خواهیم فرستاد و چنان بر سرشان آتش میبارانیم که خاکسترشان مایه عبرت تاریخ شود. اینجا کنام شیران کرد است، اینجا پناهگاه پیلتنان رویینتنی است که هر یک هزاران دیو را به نیستی فرستاده اند. بدانند دشمنان کودککش که کرمانشاه نه تنها در ماتم سیزده شهیدش سرافراز ایستاده، که در آتش انتقامی میجوشد که کوههای زاگرس را به لرزه درمیآورد.
درود بر کرمانشاهِ سرفراز و مقاوم
برچسب ها :جنایت صهیونیستی آمریکایی ، شهادت ۱۳ کرمانشاهی ، شهادت۱۳ کرمانشاهی ، مقاومت کرمانشاه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰