تاریخ انتشار : سه شنبه 5 خرداد 1405 - 23:17
کد خبر : 13868

ذبح ثنویت در مذبح صمدیت؛ تبلور عقل مصفا بر بقایای جهل مرکب

ذبح ثنویت در مذبح صمدیت؛ تبلور عقل مصفا بر بقایای جهل مرکب
عید قربان، فراتر از یک آیین تقویمی، فراخوان استراتژیک عقلانیت برای ذبح "جهلِ مُرکب" و فروپاشی اصنام خودپنداری در مسلخ معرفت است؛ لحظه‌ای نمادین که در آن سالک، با تیغ بران تسلیم، پیوند موهوم با تعلقات ناسوتی را می‌برد تا در دیالکتیک میان "فنایِ من" و "بقایِ هو"، به صلح درونی و وحدت وجودی دست یابد. این عید، مانیفست عبور از قشری‌گری به سوی لب است؛ جایی که قربانی کردن نفس اماره، تنها راه دستیابی به خلعت دانایی حقیقی و رهایی از بند انانیت تلقی می‌شود.

✍️کیوان دارابخانی

درود بر مجذوبان ساحتِ قدس؛ آنان که در تیه طلب، کثرت موهوم “رَم” را به تمنای وحدت محض “حَرَم” سودا کرده‌اند و جان گرامی را در مهب نسیم ازلی به رقص فنا واداشته‌اند.

عید اضحی، نه یک آیین مناسک‌محور، که تجلی‌گاه انفصال سالک از “تَعَیّناتِ وجودی” است؛ آن دم که خلیل حق، به اشارت غیب، اسماعیل نفس را که همان ثمره‌ی تعلقات ناسوتی است بر مذبح تسلیم نهاد. او با تیغ بران “لا”، شاهرگ غیرت ماسوا را برید تا اثبات کند که در اقلیم وجود، جز “او” دیاری نیست. اما این ذبح صوری، اشارتی است به یک ضرورت استعلایی: انهدام “جَهلِ مُرکّب” که در لایه‌های تودرتوی انانیت، خود را در جامه قطبیت و دانایی پنهان ساخته است.

اکنون، میعاد فروپاشی اصنام است؛ به‌ویژه آن بزرگ‌بُت “خودپنداری” که در ظلمت‌کده‌ی خیال، داعیه‌ی استقلال دارد. شیطان جهل، آن خصم لدود است که نه با آهن سرد، بلکه با صیقل معرفت و آتش مطهر عشق، مغلوب می‌گردد. وقت قربانی است؛ یعنی لحظه‌ی واژگونی “آنیتِ” کاذب در پیشگاه “هویتِ” مطلق. اینجاست که نفس گوسفندصفت آدمی، گردن به استدلال شهودی می‌سپارد تا از پیله‌ی تاریک “من”، خلعت فاخر “هُو” را دریافت کند.

در افق این فلسفه‌ی متعالی، هر آنچه “غیریت” تلقی شود، محکوم به فناست؛ خواه تعصبات جزم‌اندیشانه باشد، خواه اوهام برخاسته از عقل جزئی. عرفان حقیقی، همان شمشیر آخته‌ی “ذوالفقارِ عقلِ کُلی” است که بر فرق پندارهای باطل فرود می‌آید تا سالک را از کثرت “من و تو” به بسیط “نورِ واحد” رهنمون شود. پس قربانی امروز، انتحار آن منیت کاذبی است که با نقاب فرزانگی، سد طریق حقیقت گشته است.

با شغفی برخاسته از ژرفای جان، این عید سعید را تهنیت می‌گویم؛ عیدی که در آن، ذرات هستی به ترنم “اَللّهُمَّ اِنَّ هذا عَهدُکَ وَ قُربانُ نَفسِی عَلَی یَدِ حُبِّک” هم‌آوا می‌شوند. امید که این تقرب، مقبول درگاه احدیت افتد، جهل نفسانی در غلبه‌ی شور عشق مستهلک گردد و تو بمانی و “او”؛ بی هیچ غباری از خویشتن در آیینه‌ی وجود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.