تاریخ انتشار : چهارشنبه 3 تیر 1405 - 11:39
کد خبر : 14722

قله مردانگی در کربلا؛ چرا حضرت عباس(ع) نماد ولایت‌مداری شد

قله مردانگی در کربلا؛ چرا حضرت عباس(ع) نماد ولایت‌مداری شد
در تاریخ اسلام، نام حضرت عباس بن علی(ع) تنها با شجاعت و رشادت گره نخورده است؛ بلکه آنچه ایشان را به الگویی ماندگار در منظومه معرفتی تشیع تبدیل کرده، بصیرت نافذ، وفاداری آگاهانه و ولایت‌مداری کم‌نظیری است که در واقعه عاشورا به اوج تجلی رسید. شخصیتی که با ترجیح اراده امام بر خواست و توان خویش، معنای حقیقی عبودیت، ادب و التزام به ولایت را برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت کرد.

✍️کیوان دارابخانی، پژوهشگر حقوق عمومی

تاریخ، پهلوانان و دلاوران بسیاری را به خود دیده است؛ مردانی که در میدان‌های نبرد نامی از خود بر جای گذاشتند و قدرت بازوانشان زبانزد روزگار شد. اما آنچه برخی انسان‌ها را از مرز قهرمانی عبور داده و به قله جاودانگی می‌رساند، نه صرفاً قدرت جسمانی، بلکه عمق معرفت، کیفیت انتخاب و نوع ایستادگی آنان در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز است. حضرت عباس بن علی(ع) از همین تبار است؛ شخصیتی که عظمت او را باید فراتر از صحنه‌های نبرد و در گستره شناخت، بصیرت، ادب و ولایت‌مداری جست‌وجو کرد.

اگر عاشورا را دانشگاه بزرگ تربیت انسان بدانیم، عباس بن علی(ع) یکی از برجسته‌ترین تربیت‌یافتگان مکتب امامت است؛ شخصیتی که در وجود او خرد، شجاعت، وفاداری، معرفت و عبودیت به نقطه‌ای از کمال رسید که نامش برای همیشه با وفا، ایثار و جوانمردی گره خورد. با این حال، آنچه بیش از همه او را ممتاز می‌کند، حقیقتی فراتر از این فضائل است؛ حقیقتی که در زیارت‌نامه‌های معتبر از آن با عنوان “نافِذُ البَصیرَهِ” یاد شده است؛ بصیرتی ژرف و نافذ که توان تشخیص حق را در پیچیده‌ترین و غبارآلودترین صحنه‌های تاریخ فراهم می‌آورد.

در منظومه فکری اسلام، شجاعت بدون معرفت می‌تواند به تهور تبدیل شود و وفاداری بدون شناخت، به تعصب کور بینجامد. از همین رو، روایات اهل‌بیت(ع) پیش از هر چیز بر جایگاه معرفتی حضرت عباس(ع) تأکید کرده‌اند. از امام سجاد(ع) نقل شده است: “إِنَّ العَبّاسَ بْنَ عَلِیٍّ زُقَّ العِلْمَ زَقّاً”؛ یعنی عباس بن علی(ع) دانش را جرعه‌جرعه از سرچشمه حقیقت نوشیده است. همچنین امام صادق(ع) در توصیف ایشان می‌فرمایند: “کانَ عَمُّنا العَبّاسُ نافِذَ البَصیرَهِ، صُلبَ الإیمان”؛ عموی ما عباس دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود. این تعابیر نشان می‌دهد که عباس(ع) پیش از آنکه قهرمان میدان شمشیر باشد، قهرمان میدان شناخت و آگاهی بود.

حادثه کربلا بیش از آنکه یک نبرد نظامی باشد، میدان سنجش بصیرت انسان‌ها بود. بسیاری در آن روزگار اهل عبادت بودند، قرآن تلاوت می‌کردند و حتی سابقه همراهی با پیامبر اکرم(ص) را در خاندان خود داشتند؛ اما در تشخیص جبهه حق دچار خطا شدند. در چنین شرایطی، ارزش بصیرت آشکار می‌شود. حضرت عباس(ع) حقیقت را نه از منظر پیوندهای خویشاوندی، بلکه از منظر جایگاه الهی امامت شناخت. او در کنار امام حسین(ع) نایستاد چون برادرش بود؛ بلکه در کنار امام ایستاد زیرا او را “حُجَّهُ الله” و “إمامُ الحَقّ” می‌دانست. این تفاوت، فاصله میان عاطفه و معرفت را آشکار می‌سازد؛ فاصله‌ای که سرنوشت انسان‌ها را در بزنگاه‌های تاریخی رقم می‌زند.

از همین رو وفاداری حضرت عباس(ع) نیز ریشه در شناخت داشت. وفاداری او از جنس تعصبات قبیله‌ای و خانوادگی نبود؛ بلکه محصول یقین و معرفت بود. او راه را شناخته بود، امام را شناخته بود و هزینه ایستادن در مسیر حق را نیز می‌دانست. به همین دلیل تا واپسین لحظه از پیمان خویش بازنگشت و مصداق کامل این آیه شد که “مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ”. وفاداری عباس(ع)، وفاداری انسانی آگاه بود که حقیقت را فهمیده و آگاهانه برای آن جان می‌داد.

در این میان، شاید مهم‌ترین درس شخصیت حضرت عباس(ع)، تفاوت میان ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری باشد. ولایت‌پذیری آن است که انسان در برابر فرمان ولیّ خدا مخالفت نکند؛ اما ولایت‌مداری مرتبه‌ای فراتر است. ولایت‌مدار کسی است که تمامی ظرفیت‌ها، توانایی‌ها، تصمیم‌ها و حتی خواسته‌های شخصی خود را در مدار اراده ولیّ خدا تنظیم کند و هیچ اراده‌ای را بر اراده امام مقدم نداند.

حضرت عباس(ع) تجسم کامل این حقیقت بود. او فرزند امیرالمؤمنین(ع)، وارث شجاعت علوی و یکی از مقتدرترین رزمندگان سپاه حق بود؛ اما هرگز توانایی‌های خود را مستقل از اراده امام به کار نگرفت. تمام عظمت عباس(ع) در همین نقطه نهفته است؛ اینکه قدرت داشت اما قدرتش را در اختیار ولایت قرار داد؛ توان داشت اما بدون اذن امام از آن بهره نبرد؛ می‌توانست تصمیم بگیرد اما تصمیم خویش را در تصمیم امام مستحیل کرد. این همان حقیقتی است که از آن با عنوان ولایت‌مداری یاد می‌شود.

ادب کم‌نظیر حضرت عباس(ع) نیز جلوه دیگری از همین معرفت بود. در فرهنگ اهل‌بیت(ع)، ادب نه یک رفتار ظاهری، بلکه ثمره شناخت جایگاه امام است. هرچه معرفت عمیق‌تر باشد، ادب نیز عمیق‌تر خواهد بود. از همین منظر نقل شده است که ایشان همواره در برابر امام حسین(ع) با نهایت خضوع و احترام رفتار می‌کرد و در گفتار و کردار، حرمت امامت را پاس می‌داشت. این ادب تا آنجا پیش رفت که در طول زندگی پربرکت خود، امام خویش را بیش از آنکه برادر بداند، امام و حجت خدا می‌دید.

تنها در واپسین لحظات عمر، هنگامی که بر زمین افتاده بود و توان از جسمش رخت بربسته بود، با ندایی جانسوز عرضه داشت: “أدرِکنی یا أخی”؛ مرا دریاب ای برادر. گویی این نخستین و آخرین بار بود که نسبت برادری در برابر عظمت نسبت امامت مجال ظهور یافت.

راز محبوبیت بی‌نظیر حضرت عباس(ع) در میان دل‌های مؤمنان نیز در همین حقیقت نهفته است. او تصویری کامل از انسان متعهد و آگاه ارائه می‌دهد؛ انسانی که قدرت را با معرفت، شجاعت را با بصیرت، وفاداری را با آگاهی و عشق را با اطاعت درهم آمیخته است. در روزگاری که بسیاری از لغزش‌ها و بحران‌ها از ضعف تشخیص، فقدان بصیرت و تقدم خواسته‌های فردی بر حقیقت ناشی می‌شود، مکتب عباس بن علی(ع) یادآور این درس بزرگ است که بزرگ‌ترین پیروزی انسان، غلبه بر نفس و قرار گرفتن در مدار حق است.

حضرت عباس(ع) تنها قهرمان کربلا نیست؛ او معلم جاودانه بصیرت، وفاداری، ادب و ولایت‌مداری است. او به تاریخ آموخت که اوج مردانگی در قدرت بازو و صلابت شمشیر خلاصه نمی‌شود، بلکه در آن لحظه‌ای معنا می‌یابد که انسان همه داشته‌های خود را آگاهانه و خالصانه در مسیر حق و در رکاب ولیّ خدا تقدیم کند؛ همان حقیقتی که در زیارت‌نامه ایشان جاودانه شده است: “أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَالتَّصْدِیقِ وَالْوَفَاءِ وَالنَّصِیحَهِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ الْمُرْسَلِ”.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.