تاریخ انتشار : دوشنبه 22 تیر 1405 - 21:45
کد خبر : 15180

مزیت رقابتی، در اعماق آبخوان‌ها ساخته می‌شود؛ نه بر سطح مخازن سدها

مزیت رقابتی، در اعماق آبخوان‌ها ساخته می‌شود؛ نه بر سطح مخازن سدها
در عصر اقتصاد منابع، مزیت رقابتی استان‌ها دیگر با میزان بارندگی یا حجم مخازن سدها سنجیده نمی‌شود، بلکه کیفیت حکمرانی بر منابع آب، شاخص اصلی توسعه پایدار و امنیت اقتصادی است. بررسی تطبیقی عملکرد شرکت آب منطقه‌ای کرمانشاه نشان می‌دهد این شرکت با رویکردی فراتر از مدیریت سنتی آب و تمرکز بر بهره‌وری سرمایه طبیعی، تکمیل زیرساخت‌های راهبردی و حفاظت از آب‌های زیرزمینی، در حال ارائه الگویی از حکمرانی نوین آب است که می‌تواند جایگاه آن را در میان شرکت‌های آب منطقه‌ای کشور به‌عنوان یک نمونه موفق در پیوند میان مدیریت منابع و توسعه اقتصادی تثبیت کند.

✍️کیوان دارابخانی

#یادداشت_دوم

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها در ارزیابی عملکرد شرکت‌های آب منطقه‌ای آن است که تصور می‌شود موفقیت این نهادها را می‌توان با تعداد سدهای احداث‌شده، حجم مخازن، کیلومترهای لایروبی یا میزان اعتبارات جذب‌شده اندازه‌گیری کرد. این شاخص‌ها اگرچه برای سنجش ظرفیت اجرایی ضروری‌اند، اما هنوز پاسخ روشنی به یک پرسش بنیادین نمی‌دهند؛ این حجم از سرمایه‌گذاری، چه میزان ارزش اقتصادی، امنیت سرزمینی و منفعت عمومی خلق کرده است؟ دقیقاً از همین نقطه است که مرز میان یک سازمان «”پروژه‌محور” و یک سازمان “راهبردمحور” آشکار می‌شود.

اقتصاد آب در دهه‌های اخیر، یک تحول پارادایمی را تجربه کرده است. در گذشته، موفقیت در مدیریت آب با افزایش عرضه سنجیده می‌شد؛ سدهای بزرگ‌تر، کانال‌های طولانی‌تر و انتقال آب بیشتر، نماد توسعه تلقی می‌شدند. اما امروز، در ادبیات نوین حکمرانی منابع، پرسش اصلی دیگر این نیست که “چه مقدار آب تولید یا منتقل شده است“، بلکه این است که “هر مترمکعب آب، چه میزان ارزش افزوده اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی ایجاد کرده است؟” این تغییر زاویه نگاه، شاید مهم‌ترین تحول در سیاست‌گذاری آب طی نیم‌قرن اخیر باشد؛ زیرا آب را از یک نهاده فنی، به یک سرمایه راهبردی برای توسعه تبدیل کرده است.

اگر این معیار را مبنای قضاوت قرار دهیم، عملکرد شرکت آب منطقه‌ای کرمانشاه در نیمه نخست سال ۱۴۰۵، تنها مجموعه‌ای از پروژه‌های عمرانی یا اقدامات حفاظتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر منطق مدیریت است. آنچه در این دوره مشاهده می‌شود، حرکت تدریجی از “مدیریت عرضه آب” به سمت “مدیریت ارزش آب” است؛ رویکردی که در آن، پروژه‌های عمرانی، حفاظت از آبخوان‌ها، تخصیص منابع، تعاملات نهادی و فناوری‌های مدیریتی، اجزای جداگانه یک سازمان نیستند، بلکه حلقه‌های یک زنجیره ارزش به شمار می‌روند که خروجی نهایی آن، افزایش بهره‌وری سرمایه طبیعی و تقویت بنیان‌های اقتصاد منطقه‌ای است.

نمونه روشن این تحول را می‌توان در پروژه سد جامیشان مشاهده کرد. در نگاه سنتی، پیشرفت ۹۶ درصدی این پروژه، صرفاً یک شاخص عمرانی تلقی می‌شود؛ اما در منطق اقتصاد توسعه، این عدد معنایی بسیار فراتر دارد. هر درصد پیشرفت یک پروژه راهبردی، به معنای نزدیک‌تر شدن استان به امنیت پایدار تأمین آب، کاهش هزینه‌های ناشی از ناپایداری منابع، افزایش قابلیت برنامه‌ریزی برای بخش کشاورزی، ارتقای اطمینان سرمایه‌گذاران و کاهش ریسک فعالیت‌های اقتصادی است. به بیان دیگر، ارزش واقعی سد، در بتن، فولاد و حجم مخزن آن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی آن برای کاهش “هزینه فرصت توسعه” نهفته است. هر روز تأخیر در بهره‌برداری از چنین پروژه‌ای، تنها یک تأخیر اجرایی نیست؛ بلکه به معنای تعویق در خلق ارزش اقتصادی و افزایش هزینه‌های پنهانی است که جامعه ناگزیر از پرداخت آن خواهد بود.

همین منطق درباره جذب ۸۵ درصدی اعتبارات عمرانی نیز صادق است. در ادبیات مالی بخش عمومی، جذب اعتبار زمانی ارزشمند است که بتواند سرمایه مالی را به سرمایه مولد تبدیل کند. در غیر این صورت، بودجه صرف‌شده تنها یک هزینه ثبت‌شده در اسناد مالی خواهد بود. آنچه عملکرد کرمانشاه را متمایز می‌کند، هم‌زمانی میان جذب منابع مالی و پیشرفت پروژه‌های زیرساختی است؛ نشانه‌ای از آنکه سرمایه عمومی، با سرعت و کارایی بیشتری به دارایی‌های مولدی تبدیل شده که آثار آن در سال‌های آینده بر تولید، اشتغال، امنیت آبی و کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی نمایان خواهد شد. این همان نقطه‌ای است که بهره‌وری سرمایه عمومی، جایگزین نگاه صرفاً هزینه‌محور به بودجه می‌شود.

اما شاید مهم‌ترین عرصه‌ای که کیفیت حکمرانی شرکت آب منطقه‌ای کرمانشاه را آشکار می‌کند، مدیریت آب‌های زیرزمینی باشد؛ جایی که آینده اقتصاد استان، بیش از هر نقطه دیگری رقم می‌خورد. آبخوان‌ها، برخلاف سدها، دیده نمی‌شوند؛ اما دقیقاً به همین دلیل، بیشترین خطر را نیز تحمل می‌کنند. کاهش تراز آب زیرزمینی، تنها افت یک شاخص هیدرولوژیک نیست؛ آغاز زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی است که از افزایش هزینه استخراج آب شروع می‌شود، به افت بهره‌وری کشاورزی و کاهش ارزش اراضی می‌رسد و در نهایت، خود را در قالب کاهش سرمایه‌گذاری، مهاجرت نیروی انسانی و تضعیف اقتصاد محلی نشان می‌دهد. از این منظر، جلوگیری از برداشت غیرمجاز ۴۸ میلیون مترمکعب آب، تنها حفظ یک حجم مشخص از منابع زیرزمینی نیست؛ بلکه جلوگیری از استهلاک یکی از ارزشمندترین دارایی‌های اقتصادی استان است.

اهمیت این دستاورد زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در کنار وضعیت برخی استان‌های دارای تنش شدید آبی قرار گیرد. در مناطقی که افت مداوم آبخوان‌ها به مرحله بحران رسیده، هزینه‌های احیای منابع، به‌مراتب بیشتر از هزینه‌های پیشگیری بوده است. کرمانشاه با کنترل مؤثرتر برداشت‌های غیرمجاز، نصب کنتورهای هوشمند و کاهش آهنگ افت آبخوان‌های راهبردی، در عمل راهبردی را برگزیده که اقتصاددانان از آن با عنوان “پیشگیری کم‌هزینه در برابر جبران پرهزینه” یاد می‌کنند. این تفاوت، صرفاً تفاوت میان دو شیوه مدیریتی نیست؛ تفاوت میان دو نگرش به آینده است.

از سوی دیگر، تأمین پایدار آب شرب و مدیریت حقابه‌های زیست‌محیطی نیز نباید صرفاً به‌عنوان انجام یک تکلیف قانونی تلقی شود. تجربه جهانی نشان داده است که امنیت سرمایه‌گذاری، بدون امنیت منابع آب پایدار شکل نمی‌گیرد. سرمایه‌گذار، پیش از آنکه به ظرفیت بازار یا مشوق‌های اقتصادی بیندیشد، به پایداری زیرساخت‌ها نگاه می‌کند و در میان این زیرساخت‌ها، آب جایگاهی بی‌بدیل دارد. تأمین مطمئن آب شرب، مدیریت متوازن منابع سطحی و رعایت نیازهای زیست‌محیطی رودخانه‌ها، در واقع سرمایه‌گذاری بر اعتماد عمومی و ثبات اقتصادی است؛ دو متغیری که در هیچ ترازنامه مالی ثبت نمی‌شوند، اما نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده توسعه دارند.

وجه تمایز دیگر عملکرد کرمانشاه را باید در کیفیت تعاملات نهادی جست‌وجو کرد. حکمرانی آب، برخلاف بسیاری از حوزه‌های مدیریتی، محصول تصمیم یک سازمان نیست؛ نتیجه هماهنگی میان مجموعه‌ای از نهادهای دارای مأموریت‌های متفاوت است. دادگستری، جهاد کشاورزی، دانشگاه، استانداری، محیط‌زیست و شرکت آب منطقه‌ای، هر یک بخشی از این منظومه را تشکیل می‌دهند. هر اندازه این شبکه منسجم‌تر عمل کند، هزینه‌های تصمیم‌گیری، تعارضات اجرایی و اتلاف منابع کاهش می‌یابد. همکاری مؤثر با دستگاه قضایی در برخورد با چاه‌های غیرمجاز، تعامل با بخش کشاورزی در مدیریت تقاضای آب و بهره‌گیری از ظرفیت علمی دانشگاه در پایش و مدل‌سازی آبخوان‌ها، نشان می‌دهد که مدیریت منابع آب در کرمانشاه، از سطح یک سازمان اجرایی فراتر رفته و به سمت شکل‌گیری یک الگوی حکمرانی شبکه‌ای حرکت کرده است.

تمام این مؤلفه‌ها زمانی معنای واقعی خود را پیدا می‌کنند که در کنار یکدیگر قرار گیرند. پیشرفت پروژه‌های راهبردی، حفاظت از آبخوان‌ها، جذب کارآمد منابع مالی، مدیریت هوشمند تخصیص آب، رعایت ملاحظات زیست‌محیطی و انسجام نهادی، هر یک به‌تنهایی ارزشمند هستند؛ اما ارزش راهبردی آن‌ها در هم‌افزایی میان این شاخص‌ها نهفته است. این هم‌افزایی، همان سرمایه نامرئی است که آینده اقتصاد استان را شکل می‌دهد؛ سرمایه‌ای که در هیچ جدول بودجه‌ای دیده نمی‌شود، اما آثار آن در افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک، ارتقای امنیت غذایی، تقویت سرمایه‌گذاری و افزایش تاب‌آوری اقتصادی به‌وضوح قابل مشاهده است.

از این منظر، جایگاه امروز شرکت آب منطقه‌ای کرمانشاه را نمی‌توان صرفاً با مقایسه حجم عملیات عمرانی یا اعتبارات تخصیصی سنجید. معیار واقعی، کیفیت تبدیل منابع مالی به دارایی‌های مولد، سرعت تبدیل پروژه‌ها به مزیت رقابتی، توانایی حفظ سرمایه طبیعی و ظرفیت ایجاد ارزش عمومی است. اگر این معیار مبنای ارزیابی قرار گیرد، عملکرد این شرکت از سطح یک دستگاه اجرایی فراتر می‌رود و به نمونه‌ای از حکمرانی توسعه‌گرا تبدیل می‌شود؛ حکمرانی‌ای که آب را نه پایان یک پروژه، بلکه نقطه آغاز توسعه اقتصادی، ثبات اجتماعی و آینده‌نگری سرزمینی می‌داند.

و شاید مهم‌ترین نتیجه همین باشد؛ مزیت رقابتی کرمانشاه نه در آن چیزی است که طبیعت به آن بخشیده، بلکه در آن چیزی است که مدیریت از همان منابع خلق کرده است. این تفاوت، مرز میان داشتن منابع و ساختن آینده است؛ مرزی که تنها با حکمرانی هوشمند، نگاه راهبردی و تبدیل سرمایه طبیعی به ارزش عمومی قابل عبور خواهد بود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.