تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 تیر 1405 - 18:50
کد خبر : 15255

کتابخانه‌ای که یک نسل در انتظارش بزرگ شد

کتابخانه‌ای که یک نسل در انتظارش بزرگ شد
بیش از دو دهه از آغاز پروژه‌ای می‌گذرد که قرار بود به قلب تپنده فرهنگ، پژوهش و کتابخوانی غرب کشور تبدیل شود؛ اما کتابخانه مرکزی کرمانشاه، سال‌ها میان وعده‌ها، وقفه‌های اجرایی و کمبود اعتبارات گرفتار ماند. هرچند در دو سال اخیر روند اجرای این پروژه شتاب گرفته و امید به بهره‌برداری آن افزایش یافته است، اما این پیشرفت، پرسشی اساسی را همچنان زنده نگه می‌دارد؛ چرا استانی با پیشینه‌ای درخشان در فرهنگ، ادب و علم، باید برای دستیابی به یکی از پایه‌ای‌ترین زیرساخت‌های فرهنگی خود، بیش از یک نسل انتظار بکشد؟

✍️کیوان دارابخانی

#یادداشت_اول

روایت دو دهه انتظار؛ چرا کرمانشاه هنوز از داشتن کتابخانه مرکزی محروم است؟

در هر شهری، ساختمان‌هایی وجود دارند که تنها از آجر، بتن و فولاد ساخته نشده‌اند؛ بناهایی که قرار است مأمن اندیشه، حافظه تاریخی و سرمایه فرهنگی یک جامعه باشند. کتابخانه مرکزی، یکی از همین بناهاست.

اما در کرمانشاه، سال‌هاست که این بنا، بیش از آنکه نماد دانایی باشد، به نماد “انتظار” تبدیل شده است.

انتظاری که آن‌قدر طول کشیده که می‌توان آن را با عمر یک نسل سنجید.

دانش‌آموزی که نخستین خبرهای ساخت کتابخانه مرکزی را شنید، امروز شاید استاد دانشگاه باشد؛ دانشجویی که روزی آرزو داشت پایان‌نامه‌اش را در سالن‌های مطالعه همین مجموعه بنویسد، اکنون خود فرزندش را راهی مدرسه کرده است؛ اما کتابخانه‌ای که قرار بود قلب فرهنگی غرب ایران باشد، هنوز درهایش را به روی مردم نگشوده است.

در این سال‌ها، دولت‌ها تغییر کردند، استانداران آمدند و رفتند، مدیران فرهنگی جابه‌جا شدند، بودجه‌ها تصویب شد، وعده‌های افتتاح بارها تکرار شد و هر بار، افق بهره‌برداری چند سال دیگر به تعویق افتاد؛ گویی زمان برای این پروژه، معنای دیگری داشت.

امروز البته نشانه‌های امیدوارکننده‌ای دیده می‌شود. کارگاه دوباره جان گرفته، پیشرفت فیزیکی پروژه از ۶۵ درصد در تابستان ۱۴۰۴ به ۷۵ درصد در تابستان ۱۴۰۵ رسیده و مسئولان، تکمیل آن را در اولویت پروژه‌های عمرانی استان قرار داده‌اند. این اتفاق، بدون تردید خبری خوش برای جامعه فرهنگی کرمانشاه است.

اما همین حرکت، پرسشی را پررنگ‌تر از همیشه پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ اگر امروز می‌توان پروژه را با سرعت بیشتری پیش برد، چرا سال‌های طلایی عمر آن در سکون، توقف، کمبود اعتبار و تصمیم‌های ناتمام سپری شد؟

پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه متوجه امروز باشد، روایت سال‌هایی است که فرصت‌های توسعه فرهنگی استان، یکی پس از دیگری از دست رفت؛ سال‌هایی که پروژه‌ای با این اهمیت، هرگز نتوانست جایگاهی متناسب با ارزش فرهنگی خود در نظام تصمیم‌گیری استان پیدا کند.

کرمانشاه؛ استانی که سزاوار انتظار نبود

کمتر نقطه‌ای در ایران را می‌توان یافت که تاریخ، فرهنگ و هویت، تا این اندازه در تار و پود زندگی مردمش تنیده شده باشد.

کرمانشاه، سرزمین بیستون و تاق‌بستان، خاستگاه شاعران، نویسندگان، هنرمندان، پژوهشگران و اندیشمندانی است که نامشان از مرزهای استان فراتر رفته است. دانشگاه‌های معتبر، هزاران دانشجو، پژوهشگران حوزه تاریخ، فرهنگ، زبان و ادبیات کردی، ظرفیت عظیمی را شکل داده‌اند که هر استان دیگری آرزوی آن را دارد.

با این همه، درست در قلب چنین استانی، جای خالی مهم‌ترین زیرساخت فرهنگی، بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می‌کند.

نبود کتابخانه مرکزی، فقط نبود یک ساختمان نیست؛ نبود بزرگ‌ترین مخزن دانایی، مهم‌ترین پایگاه پژوهشی، حافظ حافظه مکتوب استان و خانه‌ای برای گفت‌وگوی فرهنگی است.

کتابخانه مرکزی، محل نگهداری کتاب نیست؛ قلب تپنده فرهنگ یک شهر است.

وقتی این قلب سال‌ها از تپش بازبماند، نخستین آسیب را جامعه فرهنگی می‌بیند؛ همان جامعه‌ای که سال‌هاست با کمبود فضای مطالعه، محدودیت منابع تخصصی، نبود آرشیو جامع کرمانشاه‌شناسی، کمبود سالن‌های پژوهشی و ظرفیت ناکافی کتابخانه‌های عمومی دست و پنجه نرم می‌کند.

وقتی همسایه‌ها جلو رفتند…

گاهی برای درک یک عقب‌ماندگی، کافی است به اطراف نگاه کنیم.

همدان سال‌هاست از کتابخانه مرکزی بهره می‌برد.

سنندج، کتابخانه مرکزی مدرن خود را به یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی کردستان تبدیل کرده است.

خرم‌آباد نیز از این زیرساخت برخوردار شده و ایلام نیز مسیر تکمیل پروژه خود را دنبال می‌کند.

اما کرمانشاه…

استانی با جمعیت بیشتر، پیشینه تاریخی غنی‌تر، دانشگاه‌های متعددتر و جایگاه ممتاز فرهنگی در غرب کشور، هنوز در انتظار بهره‌برداری از پروژه‌ای است که آغاز آن به بیش از دو دهه قبل بازمی‌گردد.

این مقایسه، برای ایجاد رقابت میان استان‌ها نیست؛ بلکه پرسشی جدی را پیش روی سیاست‌گذاران فرهنگی قرار می‌دهد:

چگونه استانی که همواره از آن به‌عنوان یکی از قطب‌های فرهنگی غرب ایران یاد می‌شود، هنوز از ابتدایی‌ترین زیرساخت مرجع فرهنگی خود محروم مانده است؟

و شاید مهم‌تر از آن، این پرسش که آیا اگر کتابخانه مرکزی کرمانشاه از همان ابتدا در شمار اولویت‌های واقعی توسعه فرهنگی قرار می‌گرفت، امروز جامعه فرهنگی استان همچنان چشم‌انتظار افتتاح آن بود؟

این گزارش، پاسخی برای گذشته نمی‌خواهد؛ اما یادآوری می‌کند که توسعه فرهنگی، زمانی معنا پیدا می‌کند که پروژه‌های فرهنگی نیز هم‌پای پروژه‌های عمرانی، در اولویت تصمیم‌گیری و تخصیص منابع قرار گیرند. کتابخانه مرکزی کرمانشاه، امروز بیش از هر زمان دیگری به پایان راه نزدیک شده است؛ اما طولانی شدن این مسیر، روایتی است که نباید در حافظه فرهنگی استان به فراموشی سپرده شود.

ادامه دارد….

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.