مسکن مهر کرمانشاه؛ پروژهای که میان تورم، اقساط و کمبود آورده مردم گیر کرد

میثم معطرپور، روزنگارآنلاین: مسکن مهر در کرمانشاه، برای بخشی از متقاضیان، فقط یک طرح مسکن نبود؛ تجربهای بود از انتظار طولانی، فشار مالی و پروژههایی که قرار بود زودتر تمام شوند اما در میان چند مانع جدی، سالها کش پیدا کردند. آنچه این طرح را در استان فرسایشی کرد، فقط یک عامل نبود. پرداختنشدن سهم آورده مردم، جهش قیمت مصالح ساختمانی، تورم شدید و در مواردی ضعف اجرایی تعاونیها و پیمانکاران، دست به دست هم داد تا خانههای وعدهدادهشده دیرتر از موعد به دست صاحبانشان برسد.
در شهرهای بالای ۲۵ هزار نفر استان کرمانشاه از سهمیه ۴۷ هزار و ۵۰۰ واحد، ۳۳ هزار واحد تحویل شده بود و در ۱۴ شهر زیر ۲۵ هزار نفر نیز از ۵ هزار و ۵۵۰ واحد، ۳ هزار و ۵۵۰ واحد به متقاضیان رسیده بود. همان گزارش میگوید حدود ۲۷ هزار واحد فروش اقساطی شده بودند و ۶ هزار واحد هنوز تقسیط نشده بود. اما مهمتر از اعداد، توضیحی است که در همان گزارش آمده: تورم شدید سالهای ۹۰ و ۹۱ و بالا رفتن قیمت مصالح ساختمانی، یکی از علتهای اصلی کندی پروژهها بود. در کنار آن، بخشی از مردم هم سهم آورده خود را بهموقع پرداخت نکردند؛ و همین تأخیرهای کوچک و بزرگ، روی هم انباشته شد و پروژه را به عقب راند.
این الگو فقط یک بار دیده نشد. در گزارش مهر از خرداد ۱۳۹۳، متقاضیانی روایت شدهاند که برای واحدهای آماده تحویل، دوباره با مطالبه ۳ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان روبهرو شدند و در این میان، بانک و راه و شهرسازی هر کدام دیگری را مقصر میدانستند. همین رفتوبرگشتهای اداری، برای خانوارهایی که سالها پول گذاشته بودند تا خانهدار شوند، معنایی جز بلاتکلیفی نداشت. طبق همان گزارش، برای بیش از ۷۵۰ نفر پرونده تشکیل و مختومه شده بود، اما پرونده عدهای دیگر همچنان باز مانده بود.
در چنین وضعی، گرانی مصالح فقط یک عدد در بازار ساختوساز نبود؛ به زبان ساده، یعنی هر بار که قیمت سیمان، فولاد، میلگرد، در و پنجره یا خدمات اجرایی بالا میرفت، هزینه نهایی تمامشده واحدها هم سنگینتر میشد. این افزایش هزینه، یا باید از جیب دولت و پیمانکار پرداخت میشد یا به دوش متقاضی میافتاد. برای خانوادههایی که اصلِ ورودشان به مسکن مهر بهخاطر توان مالی محدود بود، همینجا نخستین گره شکل میگرفت: طرحی که باید خانه ارزانتری فراهم میکرد، در عمل با اقساط و آوردههای بیشتر، بخشی از متقاضیان را از نفس میانداخت.
از سوی دیگر، طولانی شدن پروژهها خود به یک عامل فرساینده دیگر تبدیل شد. هر چه پروژه بیشتر عقب میافتاد، هزینهها بالاتر میرفت، نارضایتی متقاضیان بیشتر میشد و توان پرداخت اقساط هم پایینتر میآمد. این یعنی یک چرخه معیوب: تأخیر، گرانی، فشار مالی، توقف بیشتر. نتیجه چنین چرخهای، نه فقط نیمهتمام ماندن ساختمانها، بلکه فرسایش اعتماد عمومی بود.
مسکن مهر کرمانشاه از این زاویه، فقط روایت چند بلوک و چند پروژه نیست؛ روایتی است از برخورد یک سیاست حمایتی با واقعیت سخت اقتصاد خانوار. وقتی مردم نتوانند آورده خود را سر وقت پرداخت کنند، وقتی مصالح ساختمانی بهسرعت گران شود و وقتی پروژهها به هر دلیل در نیمه راه بمانند، طبیعی است که طرح از هدف اولیهاش فاصله بگیرد. در کرمانشاه، این فاصله در قالب سالهای انتظار، اقساط معوق، پروژههای نیمهتمام و واحدهایی که دیرتر از وعده تحویل شدند، خودش را نشان داد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰