وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

تحولات اخیر پیرامون ونزوئلا، بیش از آن‌که یک رویداد صرفاً امنیتی یا منطقه‌ای باشد، نشانه‌ای از جابه‌جایی میدان تقابل قدرت‌ها از سطح اقدام نظامی به عرصه ادراک، روایت و مهندسی ذهن نخبگان و افکار عمومی است؛ جایی که هدف اصلی، نه تصرف جغرافیا، بلکه بازتعریف محاسبات، ایجاد تردید در بازدارندگی و القای «قدرت مطلق» از مسیر عملیات روانی و رسانه‌ای دنبال می‌شود.

سراب تهدید و واقعیت مقاومت؛ هنگامی که خطای استراتژیک به سقوط می‌انجامد

سراب تهدید و واقعیت مقاومت؛ هنگامی که خطای استراتژیک به سقوط می‌انجامد

در معادلات قدرت، آن‌که تاریخ را سطحی می‌نگرد، سرنوشت خویش را به بازی گرفته است. تهدید و عملیات روانی، هنگامی که در برابر ملتی با حافظه‌ای از ایثار و استقامت قرار می‌گیرد، نه تنها کارکرد خود را از دست می‌دهد، بلکه به نیرویی معکوس برای تحکیم اراده ملی بدل می‌شود. آنان که گمان می‌کنند با قلدری و ارعاب می‌توانند مسیر یک ملت را تغییر دهند، درکی نادرست از واقعیت‌های ژئوپلیتیک دارند. در جهانی پر از شگفتی‌های غیرمنتظره، محاسبات غلط نه‌تنها امتیازی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه می‌تواند سرآغاز سقوطی بی‌بازگشت باشد.