وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

وقتی میدان اصلی، ذهن‌هاست؛ بازخوانی یک الگوی تکرارشونده در سیاست قدرت

تحولات اخیر پیرامون ونزوئلا، بیش از آن‌که یک رویداد صرفاً امنیتی یا منطقه‌ای باشد، نشانه‌ای از جابه‌جایی میدان تقابل قدرت‌ها از سطح اقدام نظامی به عرصه ادراک، روایت و مهندسی ذهن نخبگان و افکار عمومی است؛ جایی که هدف اصلی، نه تصرف جغرافیا، بلکه بازتعریف محاسبات، ایجاد تردید در بازدارندگی و القای «قدرت مطلق» از مسیر عملیات روانی و رسانه‌ای دنبال می‌شود.

از تنش تا توازن/ چشم‌انداز تازه سیاست منطقه

از تنش تا توازن/ چشم‌انداز تازه سیاست منطقه

بحران اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، نه‌تنها مرزهای نظامی و دیپلماتیک منطقه را به آزمونی سخت کشید، بلکه چارچوب‌های سنتی سیاست‌ورزی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را نیز به چالش کشید؛ تحولی ژرف که رویکردهای محافظه‌کارانه و واقع‌گرایانه بازیگران کلیدی از کشورهای عربی خلیج فارس تا مسکو و پایتخت‌های غربی را به وضوح به نمایش گذاشت و نشان داد منطق بقا، ثبات و منافع استراتژیک، جایگزین شعارهای ایدئولوژیک و تقابل‌های سنتی شده است.

دیپلماسی در زمانه تهمت/روایتی حقوق‌مدار از بازدارندگی ایران در جهان بی‌قانون

دیپلماسی در زمانه تهمت/روایتی حقوق‌مدار از بازدارندگی ایران در جهان بی‌قانون

در عصری که قدرت روایت، جایگزین حقیقت عینی شده، ایران در نقطه‌ای ایستاده است که هم‌زمان باید از امنیت ملی خود دفاع کند و در عین حال، مشروعیت حقوقی اقداماتش را در برابر ساختارهای فرسوده و گزینشی نظم بین‌المللی اثبات نماید. این در حالی‌ست که طرف مقابل، با عبور از مرزهای اخلاق و حقوق، می‌کوشد تصویر «تجاوز مشروع» را جایگزین «دفاع مشروع» ایران کند؛ تلاشی که نه‌تنها منطق حقوق بین‌الملل را خدشه‌دار می‌سازد، بلکه بنیادهای نظم جهانی را نیز در معرض فروپاشی ادراکی قرار می‌دهد.