تاریخ انتشار : چهارشنبه 22 بهمن 1404 - 22:22
کد خبر : 14056

فقط من می توانم که بتوانم!

فقط من می توانم که بتوانم!
همه ما گاهی دوست داریم از نداشته هایمان صحبت کنیم

افشین محمدی- روزنگار آنلاین:

هر وقت در محافل و جمع‌های رسمی و غیررسمی جمع می‌شوید معمولاً شخص یا اشخاصی خاص درصد بیشتری از وقت را به تعریف از خودشان می‌گذرانند. این تعاریف در حالی است که اگر حتی یک‌ذره با آن‌ها از سر ناسازگاری مخالفت و یا شک به موضوع  داشته باشیم با برخوردهای شدیدی روبه‌رو می‌شویم. این تعاریف از خود در همه‌جا دیده می‌شود. یکی از افتخارات خودش زمان سربازی می‌گوید، یکی دیگر از اینکه چگونه در ورزش حق اش را خورده‌اند و یکی دیگر از پریدن روی رودخانه‌ای با عرض چهل متر، یکی دیگر از اینکه چگونه مربیان حق اش را خورده‌اند، یکی دیگرمی تواند بدون گرفتن تنفس دو ساعت و نیم زیرآب قواصی کند و این در حالی است که رقابتی تنگاتنگ با وال‌های منطقه قطبی دارد. خلاصه هرکدام به‌نوعی از رشادت‌های خود تعریف می‌کنند و از کیابیای خود و بزرگی خود می‌گویند. اما همه هم به‌نوعی از این رفتار خسته و عده‌ای لذت می‌برند. این عده به‌اصطلاح خودشان دنبال سوژه می‌گردند تا لحظه‌ای در شادی به سر ببرند. اما واقعاً این تعاریف از کجا آمده؟ در تماس با یکی از دوستان روان‌پزشک و کلی صحبت به ما یادآوری شد این افراد از نوعی بیماری رنج می‌برند به اسم خودشیفتگی ،اختلال شخصیتی و یا نارسیسیم و یا همان اعتمادبه‌نفس که بیش‌ازحد باشد. اما سؤالی که برای ما وجود دارد این است که اصلاً شخصی که خودشیفته است چه خصوصیاتی دارد؟ و اینکه رفتارش چگونه است؟ در تعریف این نوع بیماری آمده است: توصیف شخصی که وقت زیادی را صرف صحبت کردن در مورد حرفه خود می‌کند یا کسی که هرگز به خودشیفتگی خود شک هم نمی‌کند، آسان به نظر می‌رسد، اما این ویژگی پیچیده‌تر از این مسائل است. خودشیفتگی یا نارسیسیم (نارسیسیم در لغت به معنای خودشیفته است. ریشه این لغت از یک مرد جوان در افسانه یونانی بنام “نارسیسم” آمده که وقتی عکس خودش را داخل آب دید عاشق و شیفته خود شد و همان‌جا ماند تا از دنیا رفت.. لزوماً اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد یا داشتن حس عدم امنیت نیست. بلکه به‌طور دقیق‌تر، به‌عنوان داشتن ولع برای احترام یا تحسین شدن، تمایل به بودن در مرکز توجه و تمایل به دریافت برخورد خاصی که آن‌ها را در سطح بالاتر نشان بدهد، شناخته می‌شود..

جالب است که تحقیقات نشان می‌دهد، بسیاری از افرادی که به خودشیفتگی مزمن دچار هستند، غالباً خودشان  را قبول دارند که خودمحورند. تعجبی ندارد که سطوح بالایی از این ویژگی می‌تواند در روابط عاشقانه، خانوادگی یا حرفه‌ای آسیب‌زا و مخرب باشد.اما ما به این موضوع فکر می‌کنیم که آیا خودمان نیز این‌گونه هستیم یا نه؟ خوب تنها روش اینکه بفهمیم آیا ما نیز مانند دیگران دچار خودشیفتگی هستیم یا نه؟ یک آزمایش ساده وجود دارد که بفهمیم. ما می‌توانیم هرگاه در جمعی دعوت شدیم بعد از ورودمان گوشی را روی حالت ضبط صدا قرار داده تا آخر مجلس و بعدازاینکه خارج شدیم به صحبت‌ها گوش بدهیم اگر بیشتر از دو سه بار از رشادت‌های خودمان تعریف کردیم و از دیدگاه و نظر یک انسان نمونه دیگران را نصیحت کردیم مسلماً در جایگاه خودشیفتگی قرارگرفته‌ایم و باید حتماً برای مداوای خود به متخصصانی که در این زمینه فعالیت دارند و دارای مدرک معتبر هستند تحت مداوا قرار بگیریم.

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.