بازماندگان جنگ خندق

افشین محمدی- روزنگار آنلاین:
هرچه به فصل گرما و اوج عرقریزان و آب یخ خوردن و بستنی نزدیک میشویم به یک واقعه بزرگ هم نزدیک میشویم. واقعهای که کمتر از مصاف و نبرد خونین رستم و سهراب نیست و بعد از کلی توی سر زدن تازه معلوم میشود از کجا خوردی( منظور ضربه است!)، اما نمونه واضحتر را که بگوییم میتوان به جنگ خندق اشاره کرد. نوع و کیفیت جنگ را همگی از بر هستند ولی مسئولین بلندمرتبه کارگاه با استراتژی خاص و خورد کردن صفحهکلیدهای کارگاه لَقَه کُت این جنگ را مابین جنگ مسئولین مردم با اینهمانی ساده در این ایام شرح دادهاند. ما هم با استفاده از قوانین طلایی لقه کت اش کردیم و تحویل دادیم. اما ادامه بحث گرما و خوردن آلوچه و میوههای نوبر با آمدن اسم کرایهنشینی و اجاره خانه کام مستاجرین را تلخ و کام صاحبخانه،بنگاهدار و مسئولین زی ربط را بسیار شیرین کرد. کافی است مسئولیتی در ادارهای خاص یا غیر خاص داشته باشی که بتوانی وارد چرخه پول زایی شوی! با گرفتن شیرینی( اشاره به مطلب شماره ۱۴۱ در ۱۱خرداد ۱۴۰۱ منباب رشوه)، بعد خیلی راحت یکخانه را دوتا و دوتا را سه تا و سه تا همراه یک باغ و چند واحد آپارتمان به نامهای سوری، بعد شما کاری انجام نمیدهید. فقط کافی است کار را به دست کاردانش بسپاریم ( بنگاهدار) دیگر آنها از بند و ماده و تبصره و البته با استفاده از فن ترحم معامله را جوش داده و کلی به شما حال میدهند به صورتی که سبیلتان تا چند نسل بعد چربی خوبی دارد.اما از بحث دور نشویم که چه اینهمانی مابین جنگ خندق با روزگار فعلی وجود دارد؟ همینکه مسئولین محترم هر از چند گاهی با بالا کشیدن ثانیهای قیمت کالاهای مصرفی به جان مردم میافتند دستکمی از شبیخون کفار به جان مسلمانان در جنگ خندق ندارد! مردم هم هرچقدر به دور خودشان خندقی حفر میکنند فایده ندارد!اما نقش بنگاههای اجاره ملک در این وسط چیست؟ اینان حکم خوارج رادارند، به قولی هم از آخور میخورند و هم از توبره چراکه میتوان به یک اجاره کوچک اشاره کرد. کافی است صاحبخانه خانهاش را به بنگاه ببرد برای اجاره و بگوید فلان قیمت. ابتدا با مخالفت مدیر بنگاه روبهرو میشود. اما بعدازاینکه واژه ( خانه را به بنگاه دیگر میسپارم) روبهرو شد، میگوید فلانی من از نرخی که گفتی بیشتر خانه را اجاره میدهم. و به مستأجر هم میگوید: خانه مفت مفت گیرت آمده چون آشنایی و نداری برایت مخصوص کنار گذاشتهام، بعدازاینکه قرارداد جوش خورد دیگر هیچکدام را نمیشناسد. البته صاحبخانه را بهصورت سوری نمیشناسد، ولی در آبدارخانه باهم چایی میخورند و قندشان را در یک استکان غسل میدهند. بعدازاین که کلی حق امضا و کمیسیون وشاگردانه و… گرفتند دیگر جواب سلام را هم نمیدهند.خوب حقدارند! کی حوصله دارد با مستأجر یکی به دو کند؟ امسال در این خانه هستند و سال دیگر در خانهای دیگر! مسئولین چه میکنند؟ ابتدا بعد از کلی توی سر زدن مستأجر و خودکشی مستأجر و… بیانیهای در دو نسخه به امضاء می رسانند. یکی را با این موضوع( از اجاره دادن …. معذوریم و…) و تأکید میکنند که پشت شیشه بنگاهها بزنند و دیگری در پشت پرده ، به بنگاهداران میدهند با این موضوع( نامه اول را جدی نگیرید، هرچقدر دوست دارید اجاره بالا تشخیص دهید،همیشه قرارداد را به نفع صاحبخانه بنویسید و بههیچوجه قولنامه کد رهگیری دار به هیچ مستأجری ندهید) و در مصاحبههای طولانی خود را از مردم میدانند و با عوامل برخورد ویژهای میکنند.اما تفاوت دیگر جنگ خندق با این دوره این است که جنگ خندق با توطئه بنی نضیر آغاز شد و قریش با متحدان خود همداستان شد! ولی در اینجا برعکس است متحدان مردم با مسئولین همداستان شدن علیه مردم! در جنگ سلمان فارسی پیشنهاد کندن خندق را داد و… در این مدت مسئولین به علت گران شدن خندق(قبرها) پیشنهاد بسوز و بساز را دادهاند. در جنگ خندق امام پیشوا یکی از منافقین معروف را به هلاکت رساند، اما در این زمان…
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰