این نگاه خیلی معنا داشت

افشین محمدی- روزنگار آنلاین:
وقتی به ما می گن که چطور شد؟ چیزی برای گفتن نداریم و فقط میگیم، همهچیز از یک نگاه شروع شد! حالا این خود یک نگاه کلی جریان دارد، و ما هم نمیخواهیم این جریان را مثل جریانهای دیگر آنقدر کش بدهیم و آنقدر نمکش را زیاد کنیم که برایمان کلی حوصله سر بر و بیمزه شود. خوب یکی از دوستان ما با یکی از این مسئولان زدوبند داشت، البته درستش همان دوست بودن است شماها فکر بد نکنید. و هرروز کلی جریانات قوی تعریف میکرد جریاناتی پرقدرت مانند رودخانههای قرهسو و چم بشیر و البته آبشوران، گام آسیاب چون خارج از شهر است کاری به کارش نداریم، بیچاره از بس کسی کاری به کارش نداشت دیگر کاملاً خشک شد.کاری به این حرفها و تکرار مکررات نداریم مهم امنیت است که ما خدارا شاکریم که داریم گونی گونی، این آمارها را هم که میبینید همه کار دشمنان است و…الخ. اما بحثمان درباره همین دوستمان بود. در گوشه قهوهخانهای در کتابخانه بزرگ شهر بودیم که بهزور جایی برای خودمان بازکرده بودیم و رفیقمان وارد شد. باخم و راست کردن و نیم ساعت بالا و پایین پریدم و به قولی خِنجِگه کردن توانستیم به او بفهمانیم که در صندلی کنارمان بنشیند. بعد از کلی چپ و راست شدن و بحث از گرانی نان و ماکارانی و راز و رمزهای ماندگاری در صفهای طولانی از دوستمان خواستیم که خاطرهای از آن دوست پرنفوذ و قانونگذارش تعریف کند. گفت : فعلاً کمی خسته است. بعد سفارش دو قلیان داد. از او علت را جویا شدیم گفت: یکی را برای خودم سفارش دادم و یکی را برای کوری چشم معترضین! هیچوقت معنی جمله را نفهمیدم. خلاصه از هر دری سخنی سخت و گرانبها از خودش و دوستانش گفت ولی خوشتر از همه صحبت درباره ماکانی و روغن بود. گفت: این دوست ما خیلی خانوادهدوست است، چند وقت پیش که از مهمانی یکی از دوستان همردهاش برمی گرده به فکر فرو میرود چراکه پسر کوچک اش حالش بههمخورده که ماکارانی موجود در سفره مهمانی کمنمک بوده و زیاد باب میلَش نبوده. گفت: چون دوستم به تحکم خانواده بسیار معتقد است به خاطر اینکه کاری کند میان تولیدکنندگان این محصول رقابتی ایجاد کند و باعث شود محصولی خوشمزه درست کند قیمت را ۸۰درصد بالا برد و همهچیز خاص و مرتب شد. اما روز بعد همسرش بسیار ناراحت بود و گفته بود که روغن بسیار بیکیفیت است. داغ میشود و زلال نیست. این بنده خدا هم که بالاخره همسر است و تاج سر! باید تولیدکنندگان را گوش مالی دهد قیمت را ۹۹درصد بالا برد که علاقهمندان بهصف های طولانی بتوانند از صفهای بلند لذت ببرند. و این خودش احترام بهحق مردم حساب میشود. بعدازاین سخنان گهربار از دوستمان درباره گران شدن قیمت نان پرسیدم، که چپ چپ مرا نگاه کرد، از آن نگاهها که پر از ناگفته است. جوری نگاه کرد که باعث شرمساریم شد. گفت: انگار در سیاست و مردمدوستی این دوست مسئولیتپذیر ما شک داری؟ بالاخره قرار نیست که فقط به خانواده خود رسیدگی کند، باید به فکر مردم باشد، این گران کردن نان اولازهمه برای مردم بسیار مفید است. چراکه میتوانند با ایستادن در صفهای طویل نظم و ازخودگذشتگی را یاد بگیرند و مورد بعد اینکه این گران شدن باعث میشود قدر و منزلت نان را در بین سفره بهخوبی احساس کنند و بدانند به دنبال نان دویدن معنای خاص خود را دارد. ما و جمیع دوستانمان در آن مکان از این صحبتها و قصد و نیت مسئولان دلسوز به خود آمده و اشک در چشمانمان جمع شد و جامه از تن دریدیم و نعرهزنان سر به خیابانها گذاشتیم. دراینبین پشت ویترین مغازهها را نگاه میکردیم و نگاهها خیره به اجناس شد و نعرههایمان بیشتر و بیشتر و بیشتر می شد.
برچسب ها :آدم های متصل ، با نفوذ ، طنز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰